جلسه ۵۲
4اين كه شما گفتيد در قضيه خارجيه بين انشاء فعلي و وجود موضوع فاصلهاي نيست ولكن در قضيه حقيقيه ممكن است كه شارع يك سال قبل حكم بكند وجود موضوع سال بعد تحقق پيدا بكند ده سال قبل حكم بكند موضوع ده سال بعد تحقق پيدا بكند هزار سال قبل انشاء بكند موضوع هزار سال بعد تحقق پيدا بكند ده هزار سال قبل انشاء بكند موضوع براي حرمت خمر ده هزار سال بعد تحقق پيدا بكند و بر فرض تحقق، اين حكم هم برآن بار بشود اين با اين كيفيت، در اين جا فرقش را ما نفهميديم چه فرقي ميكند چه اين كه شارع بگويد شما موضوع را علم مولا بدانيد يا وجود خارجي ولو مقدرالوجود چه فرقي كرد؟ بين انشاء و وجود خارجی فاصله است، حالا شما بگوييد موضوع علم است و علم هم در نفس مولا هست فرقش چي شد؟ يعنی در خارج چه اثري دارد الان مولا وجود علمي دارد كه يك سال ديگر شرايط اكرام در روز يكشنبه براي عمرواً آماده است از الان حكم ميكند براي اكرام علما در يك سال ديگر شما ميگوييد اين قضيه خارجيه است يا اين كه بگويد اگر در سال ديگر شرايط اكرام آماده شد در امروز بايد اكرام بكني چه فرقي شد بين اين دوتا ؟ اصلا بر فرض اين كه موضوع در قضيه خارجيه همان معلوم بالذات مولا است فرض را بر اين بگذاريم نه اين كه فرض را بگذاريم بر اين كه همان شرايط خارجيه است نه همان علمي كه مولا دارد نسبت به آن شرايط خارجي مصحح براي تعلق حكم شده است چه فرقي كرد؟ اين اشكال اول بر خود مبناي نائيني.
اشكال دومي كه از اين نظر نسبت به اين مطلب بر اصل قضيه وارد است اين است كه شما ميگوييد بين انشاء فعلي و موضوع خارجي در قضيه خارجي نبايد فاصله باشد ولكن در قضيه حقيقيه اشكال ندارد كه انشاء فعلي باشد الان مولا انشاء ميكند ولكن موضوع در آن فاصله باشد چه اشكال دارد كه مساله اين طور باشد؟

