جلسه ۵۲
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در بررسي قول مرحوم نائيني، صحبت از اين بود كه در قضيه خارجیه، انشاء، نميتواند فعلي باشد و منشاء استقبالي، ولي در قضيه حقيقيه اشكال ندارد كه منشاء استقبال باشد و فرق داشته باشد زماناً با انشاء، ممكن است انشاء فعلي باشد ولكن منشاء استقبالي است.
مثل فرض كنيد حكم شارع به وجوب حج نسبت به فرد مستطيع، كه اين مساله مربوط به مقام انشاء است و در مقام انشاء كه به قول اين آقايان هزاران سال قبل مقام انشاء با مقام وجوبِ موضوع فاصله دارد، اين ها اصلا نميدانند كه در عالم انشاء اصلا زمان مطرح نيست هزاران سال قبل انشاء شده و ظرف تحقق فعلي است، برگشتش به اين است كه مقام انشاء مقام ماقبل زمان بوده است در حالتي كه مقام انشاء اصلا در عالم ثابتات است نه در عالم زمانيات و اين ها، و ما اگر بخواهيم اين مساله را ملاحظه كنيم بين گذشت زمان و زمان فعلي اصلا تفاوتي نيست يعني به همان مقدار كه شارع در ماقبل زمان حكم به انشاء كرده در علم عنائي خودش، الان هم همان است قضيه تفاوتي نميكند مثل اين كه شارع همین الان يك چنين حكمي را در اين مساله علم عنائی انجام داده منتهي چون این مسائل مربوط به مسائل فلسفي است و اين آقايان هم نسبت به اين مسائل اطلاعي ندارند لذا از اين نظر ما ميبينيم يك چنين مطالبی در صحبت هایشان پيدا ميشود. انشاءاللَه خب رفقا ميبخشند.
مساله از این ايرادي ندارد ولي در مساله خارجيه مرحوم نائيني ميفرمايد كه انشاء فعلي با منشاء نبايد اختلاف داشته باشد، وقتي شارع ميگويد اكرم عمراً اين انشاء فعلي جداي از منشاء نيست چرا؟ اين نكتهاي است كه بايد دقت كرد در انشائي كه مولا ميكند نفس خود آن حضور علمي اين مصالح الان موجب انشاء مولا شده وقتي كه مولا نسبت به يك مسالهاي حضور علمي نداشته باشد همان طور كه ايشان گفتند خب چگونه می آید انشاء كند؟

