جلسه ۵۱
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
مرحوم نائيني در اين جا فرق بين قضيه خارجيه با قضيه حقيقيه را فرمودند و به اين جا رساندند كه در قضيه حقیقیه جهت اول اين است كه حكم متعلق ميشود بر موضوع خارجي، ولي در قضيه خارجيه حكم تعلق ميگيرد به موضوع علمي و اين مطلب رد شد و عرض شد كه بين قضيه حقيقيه و قضيه خارجيه هيچ فرقي غير از عموم و خصوص و عام و مصداق و كلي طبيعي و فرد محقق خارجي نيست.
و اما مطلبي را كه مرحوم نائيني ميفرمايند در قضيه حقيقيه با وجود شرط متاخر موضوع محقق نميشود زيرا تحقق موضوع به نحو اطلاق نيست بلكه به نحو تقيد به قيود و تحدّد به حدود و امتياز به مميزات مخصوص است بناء علي هذا در قضيه حقيقيه مولا نميتواند مكلف را امر به اتيان تكليفي كند كه موضوع آن تكليف مشروط به شرط متاخر است، اين مساله از عهده مولا برنميآيد زيرا امتناع اين تكليف عقلي است امتناع اعتباري نيست موضوع بدون خصوصياتش و بدون شرط متاخر تحقق خارجي ندارد تا اين كه مولا امر به اتيان به موضوع كند.
اشكالي كه در اين جا وارد ميشود اضافه بر آنچه كه قبلا عرض شد نسبت به ايشان اين است كه مولا در انشاء حكم ممكن است اعتبارات مختلفي را مدخليت بدهد در يك اعتبار به يك نحوي انشاء كند و در اعتبار ديگر به انشاء ديگر، در يك اعتبار موضوع را با شرايط موجوده فعلي مولا مدنظر قرار ميدهد. الان كه اين موضوع هست و شرايط آن محقق است من اين موضوع را بر مكلف واجب ميكنم الان كه زيد وجود دارد بالغ و عاقل و مستطيع است وساير شرايط مهيّاست با توجه به تحقق اين موضوع كه آن حج با تهیّأ شرايط خاص باشد حج عن بلوغ و عن استطاعه و عن عقل با توجه به اين شرايط انشاء مولا تعلق ميگيرد به او ... وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ اين شرايط به همين كيفيتي كه خودش ذكر ميكند كه همين الان شما اين پول را داشته باشي نه اين كه بروي قرض كني همين الان فرد بالغ بشود نه اين كه برود حج انجام بدهد و سال بعد بالغ بشود خب اين كه در سال بعد بالغ بشود حج را در زمان غير بلوغ انجام داده، فايده دارد منتهي حجه الاسلام نيست نه اين كه شما الان ديوانهها را برداريد ببريد مكه بگوييد انشاءاللَه اين ها یکی دو سال ديگر شفا پيدا ميكنند حجشان هم قبول است خب حج را رفتند برداريد همه تيمارستان را خالي كنيد و ببريد به عمره و حج، به عنوان شرط متاخر، شارع ميگويد منظور رفتن فرد است به مكه، بالغ كه هستند خيلي هم از بلوغشان گذشته سي سال يا پنجاه سال يا هشتاد سال از بلوغشان گذشته اين ها كه اين قدر از بلوغشان گذشته برميداريم ميبريم مكه و مستطيع هم هستند پول دارد اگر هم نداشته باشد، انشاءاللَه خدا بزرگ است همه چیز مهیّاست ميگوييم آقا پس اين عقلي كه شما گفتيد شرط براي تعلق تكليف است می گوید انشاء اللَه اين جا نشد چندسال ديگر آن دنيا عقل پيدا ميكنند ميفهمند چه خبر بوده اگر دراین دنیا عقل پيدا نكردند آن دنيا ميفهمند و عقل پيدا ميكنند شرط متاخرشان آن دنيا پيدا ميشود نه توي اين دنيا، توي اين دنيا هيچ وقت پيدا نميشود اين اين طور نميشود.

