جلسه ۵۱
6پس شرط متاخري را كه مولا ميگويد جناب نائيني عزيز اي جانم به فدايت اين شرط متاخر ممتنع نيست شرط متاخر متحقق الوقوع است شرط متاخري كه مولا بداند انجام نخواهد شد در عين حال اگر بيايد عقد بخواند اين عقد ممتنع است بطور كلي در نفس مولا اصلا اين تحقق اعتباري پيدا نميشود كه بخواهد امر بكند وقتي كه ميداند اين فرد بالغ و عاقل است ولي الان استطاعت ندارد و بعد از حج ميتواند تحصيل استطاعت بكند و دين خود را بپردازد در اين صورت چه اشكال دارد مولا بگويد يجب عليك الحج ولي اگر بداند كه اين مكلف آمد و رفت بيع كرد چك هايش را رفت به فلاني داد ولي اين آه توي بساط ندارد بعد از اين كه از حج برگردد چون نميتواند بدهد و او را ميگيرند و در زندان مياندازند براي چي مولا گفته برو حج؟ اين كه ميداند اين شرط متاخر انجام نميشود.
پس جناب نائيني در نفس شرط متاخر دليل بر بطلان و امتناع انشاء نيست شرط متاخر غيرمتحقق الوقوع است كه موجب عدم تحقق موضوع است شرط متاخري كه مولا عالم بر تحقق اوست ولو بعد سنه ولو بعد سته اشهر ولو بعد شهر ولو اين كه روز بعد انجام بشود ولو اين كه اين عقد خوانده بشود بعد از اطلاع رضايت حاصل بشود ولو اينكه فردا انجام بشود كجا شرط متاخر موجب تحقق موضوع است كي گفته نه بناي عقلا بر اين است و نه از نظر عقلي و منطقي مساله غير از اين است چه اشكال دارد كه مولا بيايد و انشاء او تعلق بگيرد به يك موضوعي كه شرطش متاخر آن انجام خواهد شد اين را ميگويند ايجاد موضوع در نفس در مقام اعتبار كه مولا در مقام اعتبار موضوعي كه هنوز در خارج محقق نشده است او را متحقق الوقوع فرض كند البته در آيات قرآن هم داريم. نود درصد آياتي كه حكايت از مسائل معاد و قیامت دارد همه با فعل ماضي است ماضي براي چي است به خاطر اين كه مستقبل است.

