جلسه ۵۱
2مولا ميگويد نه، من حجي را ميخواهم كه با اين شرايط تحقق پيدا كرده باشد حج از روي بلوغ و عقل و استطاعت اين سهتا كه با هم جمع شد آن موقع انشاء من به اين موضوع تعلق ميگيرد اگر هركدام از اين سه محقق نشد گرچه تحققش بعد و متاخر است براي من فايده ندارد چون موضوع محقق نشده است. وقتي محقق نشد حكم هم نيست مگر به ديوار ميتوانم بگويم برو حج همين طور به اين هم نميتوانم بگويم برو حج ا گر به ديوار ميتوانم بگويم پس به اين هم ميگويم .
اين موضوع كه مورد عنايت مولاست در تعلق تكليف به دو قسم ميتواند در نفس مولا متعلق براي حكم باشد به يك موضوعي كه شرايط موضوع آن وجود دارد يك موضوعي كه شرايطش همه وجود ندارد بعضي از اين شرايط بعدا محقق ميشود وچون مولا ميداند كه اين شرط بعدا محقق ميشود لذا از الان حكم را روي اين موضوع بدون اين شرط قرار داده درست شد. دختري را به عقد نكاح مردي درميآورد بدون حتي اطلاع او چون ميداند كه اگر اين دختر متوجه بشود قطعا رضايت خواهد داد ملكي را به ملكيت زيد درميآورد بدون اطلاع مالك و مشتري چون ميداند كه طرفين اگر مطلع بشوند به اين مطلب اجازه خواهند داد بیع فضولی، عقد فضولی، نکاح فضولي اين ها همه به همين مساله برميگردد يا اين كه فرض كنيد ولائي، چون ميداند كه راضي خواهد شد هم مالك ميخواهد مالش را بفروشد و هم مشتري ميخواهد مالي را بخرد و آن چيزي را كه مشتري ميخواهد بخرد اوصافش با اين مالي كه الان در دست مالك است منطبق است.
پس بنابراين ديگر گيري نيست اين ميخواهد مالش را بفروشد او هم ميخواهد بخرد نه از طرف اين وكيل است نه از طرف او وكيل است خودش ميآيد صيغه عقد را جاري ميكند كه ملكت يا بعت هذا الدّار لفلان و بعد هم ميگويد قبلت و بعد هم مساله تمام ميشود به اين مبلغ بعد ميرود الان زنگ ميزند موبايلش را روشن ميكند و به آن آقاي مالك ميگويد بنده بدون اجازه از سركار مال شما را فروختم ميگويد انشاءاللَه مبارك است اختيار داريد خواهش ميكنم همه چيز ما در اختيار شماست همه چيز ما دست شماست همه مال و فلان و اين حرفها داريم كه شما اختيار تام داريد نسبت به آن دخل و تصرفات جان و مال ما فداي شما حالا بخاطر اين كه خوب فروخته ميگويد والا ميگفت چي بود چند فروختي ، اين تعارفات همه تعارفات شِكَمي است ميگويد آقا بله من اين را انجام دادم آقا اختيار داريد به آن هم موبايلش را روشن ميكند آقا بنده آن منزلي كه مورد نظر شما بود بدون اجازه از سركار خلاصه فضولتاً براي شما خريدم و آن هم ميگويد این حرفها چیه؟ تمام اين امري كه الان دارد اين انجام ميدهد به چه ملاكي است؟ آيا مولا كه دارد اين مطلب را انجام ميدهد اگر عالم باشد دقت كنيد اين از آن مسائلي است كه در كيفيت رسيدن به آن قضيه خیلی نكته است خيلي جاها وموارد اين مساله به درد ميخورد فقط اختصاص به اين جا ندارد اگر اين فرد بداند كه اين منزل را كه ميفروشد مالك رضايت نخواهد داد آيا اين كار را انجام ميدهد نه اگر انجام بدهد خب مخبل و ابله است براي چي انجام بدهد و اگر بداند كه مشتري رضايت نخواهد داد دليلي ندارد يك چنين عقدی را بكند حالا چه فضولي چه غير فضولي بالاخره بحث ما روي عاقد عاقل است، عاقد هازل كه نيست، عاقل عاقد عابد كه بر اساس بينش و فهم عرفي و عقلائي خويش دارد اين كار را انجام ميدهد و اگر در همان موقع كه ميخواهد اين عقد را جاري كند به او بگویند آقا اين خبر موثق آمد كه مالك از فروش اين ملك خودش منصرف شده خب اين كه ديگر نميآيد عقد فضولي انجام بدهد اگر انجام بدهد كه خل است حالا انجام بدهيم ببينيم چي ميشود شايد راضياش كرديم و همين طور اگر در همان موقع متوجه بشود كه مشتري از خريد منزل منصرف شده است باز هم از اين طرف نميتواند اين را انجام بدهد پس چه چيزي باعث شده است كه اين عاقد عاقل با عدم تحقق وكالت از ناحيه مالك و مشتري بيايد و به اين مساله اقدام كند در حالي كه هنوز موضوع براي اين اجرا بيع حاصل نشده است اين موضوع چيست؟ موضوع تبديل و تبدل عن رضا و عن رضايت نفس اين موضوع كه هنوز محقق نشده است.

