اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۰

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (6) - 29-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۵۰

8
  • بنابراين وقتي كه در قضيه حقيقيه حكمي كه مولا بر موضوع مي‌كند موضوع را من حيث المجموع درنظر مي‌گيرد چه اين كه شرطش محقق باشد يا نباشد بعنوان شرط متاخر درنظر مي‌گيرد چه اشكال دارد كه موضوعي شرط متاخرداشته باشد اگر شرط متاخر موجب انتفاء موضوع است كه اصل انشاء حكم اصلا غلط است.

  • پس بنابراين اين كه مولا در موضوع شرط متاخر لحاظ مي‌كند و بعنوان آن شرط متاخر حكم را متوجه موضوع مي‌كند ‌دليل بر اين مي‌شود كه شرط متأخر بعنوان وجود خارجي مستقبل و مفروض در اين موضوع لحاظ شده است نه بعنوان وجود فعلي. در بعضي از شرايط مولا وجود فعلي را در نظر مي‌گيرد در بعضي از موارد وجود فعلي را در نظر مي‌گيرد ولو وجود وجود بعدی باشد.

  • شما وقتي جنسي را به كس ديگر مي‌فروشيد و در آنجا اصلا اين جنس فعلي نيست حكم روي چي رفته؟ ‌روي موضوعي رفته است كه آن موضوع جنبه ابهامي دارد و بواسطه آن جنبه ابهامي معامله به آن تعلق گرفته است مي‌گويد من از شما فرض كنيد ده كيلو برنج مي‌خرم پولش را هم به شما مي‌دهم مي‌گويد نه آقا من ده كيلو برنج را برايت مي‌آورم برنج كه توي خانه‌اش نيست اين بايد برود برنج را بخرد و بعد به اين بدهد خب اين در اين جا موضوع در خارج هست؟ البته اصلا در خارج موضوع نيست برنج نكاشتند شش ماه ديگر بايد بيايد بدهد چه اشكال دارد يا برنج، برنج فعلي است اما عوض فعلي نيست برنج را شما مي‌خريد بعنوان نسيه آيا اين معامله بر امر عوض و معوض فعلي به فعلي تعلق گرفته؟ اگر اين باشد اين باطل است فرض كنيد در اين جا اين كتاب را من مي‌فروشم در قبال اين ليوان، اين ليوان اين كتاب تمام شد به ليوان ديگر تعلق نمي‌گيرد به يك امر مبهم مافي‌الذمه تعلق نمي‌گيرد معامله به ذمه در اين جا تعلق نگرفته است به عين خارجي در عوض و معوض اين كتاب در مقابل اين ليوان گفته مي‌شود. پس اين در اين جا درست است اما اگر فرض كنيد كتاب را در مقابل يك ليوان كلي، اين مي‌شود چي اين مي‌شود نسيه خب عوض در اين جا چيست عوض در اين جا مشخص است؟ نه عوض در اين جا مبهم است در عين ابهام متحصل است يعني ليوان است نه قاشق و چاقو و اين ها ليوان است كه در قبال اين كتاب بايد قرار بگيرد خيلي خب هر وقت آمد داد يعني اگر اين تسليم عوض در این جا بعنوان شرط متاخر صحت مورد لحاظ قرار گرفته است اگر اين شرط متاخر كه اصلا نباشد معامله مي‌شود يك طرفه و باطلٌ. اين كه الان معامله صحيح است براي چيست بعنوان اين است كه شرط براي صحت معامله كه تسليم في المستقبل باشد محقق است و معامله صحتش بر آن تسليم متعلق شده لذا اين معامله چيست؟ معامله لازم است و طرفين مي‌توانند احكام تملك واقعيه را بر اين معامله حمل كنند نه اين كه شخص نبايد تملك كند تا آن عوض حاصل بشود از الان مي‌توان در ليوان تصرف كند از الان مي‌تواند كتاب را بردارد و مطالعه كند اين كه مي‌تواند كتاب را مطالعه كند تا ديروز نمي‌توانست به خاطر اين است كه احكام تملك در اين جا بار شده است منتهي اگر آن فرد از اتيان به تحقق شرط متاخر عاجز شد پس معامله طبعا فسخ خواهد شد خودبه‌خود فسخ خواهد شد يعني اين معامله نه اين كه نياز به فسخ باشد بگويد كه حالا مثلا به يك چيز ديگر عوض كردم معامله خود به ‌خود فسخ خواهد شد بعد از فسخ آن وقت معامله جديد عوض جديد را در اين جا مي‌طلبد اين معامله فسخ شد بطور كلي ديگر نيازي به چیزی نیست؛