جلسه ۵۰
4ممكن است حتي مولا غافل از شرط متاخر باشد غافل از اين باشد كه اين موضوع مشروط به يك شرط است و اين دارد الان شرط را القا ميكند اين يك مطلبي كه از آثاري كه اين مساله را ذكر كردند و بر اين مطلب ايشان ميفرمايند كه علت اين قضيه و اشتباه خلط بين قضيه خارجيه و قضيه حقيقيه است كه در قضيه خارجيه شرط متاخر و متقدم امثال ذلك اين ها همه اشكالي ندارد زيرا وجود علمي مولا به شرط متاخر مصحح براي انشاء حكم فعلي هست. اين كه مولا ميداند الان اين شرط متاخر حاصل خواهد شد اين كفايت ميكند كه از الان خطاب هم متوجه مكلف بكند ولكن در قضاياي حقيقيه مساله اينطور نيست. در قضاياي حقيقيه حكم رفته روي موضوع خارجي، موضوع خارجي هم كه هنوز شرط برايش حاصل نشده است.
پس بنابراين در موضوع خارجي نميتواند شرط بعنوان شرط متاخر مورد لحاظ قرار بگيرد اين كلام مرحوم نائینی در فرق بين قضيه خارجيه و حقيقيه با توجه به مطالبي كه در روزهاي گذشته، عرض شد خيال ميكنم جواب اين و اشكال اين مساله براي رفقا كاملا واضح باشد و آن اين است كه بطور كلي همان طوري كه عرض كرديم بر آن فرمايشي كه ايشان كردند نسبت به قضيه خارجيه و آن تعريفي كه ايشان كردند قضيه خارجيه چيزي جز مصداق قضيه حقيقيه نيست همان قضيه حقيقيه است كه بصورت مصداق در قضيه خارجيه تجلي كرده است، يعني خود مولا تقصير كرده مولا كه وجود علمي نسبت به شرط متاخر دارد و بر اساس وجود علمي شما ميفرماييد اين مصحح براي القا حكم است خب چه اشكال دارد كه همين مولا قضيه حقيقيه را به عنوان انشاء حكم در تحقق موضوع حكم را معلق بر موضوع كند گرچه اين شرط براي خود موضوع متاخراً تحقق پيدا بكند چه اشكالي دارد در فرق بين قضيه حقيقيه و قضيه خارجيه.

