جلسه ۴۹
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
ديروز در تتمه بيان مرحوم نائيني، تعریف ایشان راجع به فرق بين قضيه خارجيه و حقیقیه، عرض شد. آنچه كه واقعيت قضيه شخصيه است (قضيه خارجيه غلط است) ملاك در قضيه خارجيه در تعلق تكليف است بر شخص، نه تعلق تكليف به ملاكاتي كه در قضيه حقيقيه تكليف بر آن ملاكها تعلق گرفته است، طبيعي است وقتي كه مولا حكمي را انشاء ميكند در مقام انشاء موضوعي را براي اين حكم در نظر ميگيرد كه اين موضوع داراي ماهيت و شرايط و تعريف خاصي است و حكم را بر آن اساس مترتب ميكند.
فرض كنيد وقتي كه وجوب را ميخواهد متعلق كند به صوم طبعا صوم را در نظر ميگيرد به عنوان امساك من اول الفجر الي الغروب اين موضوع را با حدود و صغورش در نظر ميگيرد، در زمان سابق ممكن بود همين امساك را از اول فجر تا فجر ديگر هم امتداد بدهد ولي در شريعت رسولاللَه صلي اللَه عليه و آله آن صوم منسوخ شد، صوم جديد صومي است كه از اول طلوع فجر باشد تا وقت غروب اين به اصطلاح صوم به معناي امساك و حدود و صغورش هم مشخص است، امساك از چي؟ امساك از اكل، امساك از فرو بردن دود و دخان، سيگار كشيدن ، موجب بطلان است چون انسان دود را در گلوي خودش فرو ميبرد غبار غليظ موجب بطلان است چون انسان دود و بخار را به گلوي خودش وارد ميكند سرزير آب كردن خب اين موجب بطلان است و همين طور ساير مبطلاتي كه شارع امساك را در اين زمينه به عنوان موضوع براي تعلق تكليف قرار ميدهد اين امساك را با اين كيفيت خود امساك في حد نفسه كه موضوع نيست بالاخره امساك يعني كف نفس اين كف نفس از چي؟ آن كف نفس متعلق ميخواهد كف نفس از اكل، شرب، كذب بر خدا و رسول و ساير موارد مثل نكاح و امثال ذلك اين كف نفس از اين موارد خودش ميشود موضوع تعلق براي حكم یعنی شارع، اين موضوعي كه حاصل شده بسته شده جمع شده و در اين وضعيت قرار گرفته اين را بعنوان يك طبيعت كليه و يك ماهيت كليه در نظر ميگيرد و حكم را روي آن بار ميكند، ميگويد يجب عليك الصوم اين ميشود قضيه حقيقيه.

