جلسه ۴۹
8پس قضيه حقيقيه در اين جا چيز ديگر شد ديگر ربطي به آن ندارد پس ديگر نگو در قضيه حقيقيه ملاكات فعليه و مقدره موجب است نه در قضيه حقيقيه يك ملاكات ديگر است در قضيه خارجیه يك ملاكات ديگر است ما اين را قبول داريم اشكال ندارد ولو اين كه طرف فلج هم باشد بايد برود مكه ميگوييد من ميخواهم تو بروي مكه فلج هستي بگذارند روي دوش و يا علي بايد بروي حج را انجام بدهي.
در قضيه وجوب جهاد مگر جهاد بر مردان واجب نيست بر زنان جهاد واجب است؟ نه واجب نيست بر زن جهاد واجب نيست ولي اگر جان امام عليهالسلام در خطر باشد بر همين زن هم ميشود واجب، اين جا فرق ميكند در يك مورد خاص هم ممكن است همين براي يك فرد زن ولو در مورد جهاد واجب باشد؛ نظر امام عليهالسلام است ما نميدانيم الان در يك مورد خاص نسبت به او امام عليهالسلام حكم خاص به خودش را ميكند. چطور اين كه در موضوعات مختلف تفاوت پيدا ميكند، همين طور نسبت به اشخاص هم تفاوت پيدا ميكند خصوصيات هم تفاوت پيدا ميكند.
اين را دقت بفرمائيد براي فقهايي كه در اين جا هستند ومجتهدين؛ اين مساله خيلي بدرد ميخورد، وقتي كه شما ميخواهيد به روايات مراجعه كنيد در تعارضي كه در روايات ميبينيد فوراً نگوييد اين روايات محمول بر قضاياي حقيقيه است و اين به ملاحظه جهات سندي مورد تعارض قرار گرفته است، بسياري از اين مسائل و رواياتي كه از ائمه عليهم السلام آمده قضاياي شخصيه بوده، شخص آمده از امام عليهالسلام رفته يك مساله را سوال كرده يك خصوصيات و شرايطی خودش داشته و آن شرايط را در روايت ذكر نكرده و براي ما مجهول است امام عليهالسلام هم عالم بالغيب است و غير از عالم بالغيب او دارد با او صحبت ميكند و برايش شرح ميدهد، آقا دونفر ميآيند پيش آدم يك مساله را ميپرسند آدم به اين يك جور ميگويد به او جور ديگر ميگويد فرق ميكند آن يك شرايطي دارد اين يك شرايطي دارد او يك قسمي دارد اين يك قسمي دارد.

