جلسه ۴۹
6وجود علمي كردن مساله را با قضيه حقيقيه مساله را فرق نمياندازد وجود علمي همان تحقق موضوع است منتهي در نفس مولا هيچ تفاوتي ندارد يعني مصداق براي قضيه حقيقيه به خيال مولا محقق است. حالا چه بگويد چه نگويد بايد برود تفاوتي ندارد مولا در قضيه حقيقيه مساله را به اختيار مكلف گذاشته الان اختيارش را در دست خودش گرفته آن موقع گفته اگر اين موضوع در خارج تحقق پيدا كرد بايد اين كار را بكني الان گفته چون موضوع تحقق پيدا نكرده برو بكن نميگويد موضوع تحقق پيدا نكرده و برو بكن اين ديوانه است نه در خيالش اين است كه شخم و هرس هردو را با هم ميشود انجام داد مولاي ما مشهدي غضنفر است چون در خيالش تحقق موضوع محقق شده است ميگويد برو بكن اين ايرادي است كه بر اين مبنا بر فرق گذاشتن بين قضيه خارجيه و حقيقيه بر مطلب مرحوم نائيني از اين نقطهنظر وارد ميشود كه بين قضيه خارجيه با قضيه حقيقيه هيچ فرقي نيست قضيه خارجيه همان مصداق قضيه حقيقيه است الا اين كه مكلف مخصوص بالخطاب شده است و اگر مولا ميدانست كه اين شرايط براي مكلف محقق نیست حكم هم نميكرد ميشود مولا يك حكمي بكند به مكلف در حالتي كه هنوز شرايط موضوع و تحقق موضوع برايش نيست ميشود؟ اين معني ندارد.
پس بطور كلي طرح اين مطلب كه قضيه خارجيه قضيهاي است كه حكم رفته است روي مكلف به لحاظ علم مولا اين غلط است. چه قضيهاي ميشود قضيه خارجيه بنا بر فرمايش شما كه ميگوييد حكم قابل سرايت نيست؟ اين آقاجان قضيه خارجيه حكم رفته است روي شخص مكلف يعني مولا شخص مكلف را مخصوص بالخطاب قرار داده است در حالي كه احتمال عدم تحقق ملاكاتي كه در قضيه حقيقيه وجود دارد در نزد اين مكلف تحقق ملاكات ثابت نشده باشد در عين حال باز مولا با علم نه بدون علم مثل اين كه شما گفتيد با علم به عدم تحقق بعضي از اين شرايط باز در عين حال امر ميكند اين ميشود قضيه قضيه شخصيه يا خارجيه بنا بر فرمايش شما .

