اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۹

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (5) - 28-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۴۹

5
  • مي‌گويد من مولا هستم به تو مربوط نيست اگر من مولا هستم مي‌گويم هم بايد شخم بزني هم بايد هرس بكني اين بدبخت چه كند؟ مي گويد بسیار خوب چون مولا هستي ما اين را عمل مي‌كنيم و اين زمين را اول شخم مي‌زند همه آن گياه هائی كه در آنجا بود مي‌رود توي زمين، مولا فردا مي‌آيد اي داد اي بيداد نگاه كن تمام اين زحمات چندماهه خرج‌هايي كه شده همه رفت توي زمين و تمام شد چوب را بلند مي‌كند مي زند توي سر اين خدام، اي پدرسوخته‌ها، چرا اين طور كرديد؟ می گویند؛ خودت گفتي، من گفتم؟ اين كار را شما كرديد و بايد كتك را بخوريد اين مولا کیست؟ مولا مشهدي غضنفر است وقتي مشهدي غضنفر باشد بين شخم زدن و بين هرس كردن فرق نمي‌گذارد. جناب شيخنا، پس نبايد آدم دنبال مولايي برود كه بین شخم و هرس فرق نگذارد نه، دنبال مولايي برود كه وقت شخم بگويد شخم بزن وقت آبياري بگويد آب بده وقت هرس كردن بگويد هرس كن وقتي كه نيازي به مراقبت دارد برو مراقبت كن وقتي كه نياز دارد به علف‌هاي هرزه را تمام اين ها را در وقت خودش تشخيص بدهد و هر كدام را امر مناسب با آن وقت بر انسان بار كند نه چيزي را كه در تحت طاقت ما نيست و در تحت اختيار خودش است. و بعد وقتي اين طور شود آي شما كرديد چوب را بردارد بزند توي سر اين ها شما باعث شديد كه اين زراعت من برود زير خاك شما.

  • پس بنابراين اگر بنا بر فرمايش شماي مرحوم نائيني كه مي‌فرمائيد اين مولا مي‌تواند بگويد شخم بزن هم بگويد هرس بكن! جناب نائيني كه اين حرف را مي‌زني عواقب فتوايت را ببين چيست؟ وقتي كه كسي يك فتوايي اصولي صادر مي‌فرمايد قضيه‌اش هم همين است ايشان مي‌فرمايند كه همان وجود علمي كفايت مي‌كند كه مصحح براي حكم باشد گرچه مولا غلط كند در تقريرات مطالعه مگر نكرديد گرچه مولا اشتباه هم بكند بكند همين وجود علمي كفايت مي‌كند خب وجود علمي كفايت مي‌كند اين بدبخت چكار كند؟ او كه نمي‌تواند انجام بدهدچه كار كند؟ همين‌طور آدم كه حرف نمي‌زند يك مقدار فكر مي‌كند اين وجود علمي كه شما مي‌گوييد اگر اين مولا كه اين حرف را مي‌زند مي‌گويد الان برويد انجام بدهيد اين وجود علمي مترتب بر همين ملاكات است مي‌گويد چون اين ملاكاتي را كه من براي اين ملاكات حكم وضع كردم الان پیش من وجود خارجي پيدا كرده است. پس بايد بروي انجام بدهي خب اين چه فرقي مي‌كند با قضيه حقيقيه؟ اين كه يكي شد در قضيه حقيقيه مي‌گويد كه اگر اين زمين احتياج به شخم داشت شخم بزنيد الان مي‌گويد اين زمين احتياج به شخم دارد برو شخم بزن چه فرقي كرد؟ اين همان شد.