جلسه ۴۹
3لذا عرض كرديم كه وجود مولا را كه شما ميخواهيد در نظر بگيريد. اين قضيه خارجيه در اين جا چه تفاوتي ميكند با قضيه حقيقيه؟ بر فرض كه مولا هم مولايِ عالم بالغيب و مشرع هم نباشد اين كه شما آمديد بين يك قضيه خارجيه و حقيقيه فرق گذاشتيد و اين را از او جدا كرديد، چه دليلي دارد خب قضيه خارجيه اگر قرار باشد به همان ملاكي قضيه خارجيه تحقق پيدا كرده باشد كه به آن ملاك قضيه حقيقيه تحقق پيدا كرده است الا اين كه در قضيه حقيقيه مساله عام و سِعي است و حكم روي موضوع بالفعل و مقدر رفته است. اما در قضيه خارجيه حكم روي موضوع بالفعل رفته چه تفاوتي در اين جا كرده؟ چطور وجود علمي مورد لحاظ است اين قضيه خارجيه كه شما در اين جا ترسيم كرديد چه فرقي با حقیقیه پيدا كرد؟
الا اين كه اين قضيه خارجيه يكي از مصدايق حقيقيه است اگر قرار باشد مولا وجوب حج را معلق بر استطاعت و بلوغ و عقل بداند بر اين سه مساله معلق بداند چه فرقي ميكند كه بگويد يجب علي الناس يجب علي مله الاسلام حج بيت اللَه الحرام من كان بالغاً عاقلاً مستطيعاً يا اين كه آن وقت در اين مورد بگويد چون شما الان اين موضوع برايتان محقق شده يجب عليك چون در شما محقق نشده لا يجب عليك چون در شما محقق شده يجب عليك چه بگويد يا نگويد در اين قضيه چه فرقي ميكند جناب نائيني ؟
حالا شما مصحح امر مولا را وجود علمي بدانيد خيلي خوب مولا اصلا علامالغيوب است اصلا ميگوييم چه فرقي كرد قضيه خارجيه با حقیقیه هردوي اين ها كه صاحب ملاك و صاحب تحقق موضوعند الا این که در يكي از آن ها موضوع خارج موردنظر است فعلي و مقدر ودر يكي موضوع چيست؟ موضوع معلوم مولا آيا مولا در قضيه خارجيه شرط ديگري را اضافه كرده كه شما اين را نميگوييد.

