اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۸

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (4) - 27-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۴۸

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • در روز گذشته، خدمت رفقا عرض شد که بر تعریف مرحوم نائینی از قضیه خارجیه، اشکالاتی وارد شده و ملاک در قضیه خارجیه بر طبق بیان مرحوم نائینی این نیست که مولا نسبت به آن مساله خارجیه فقط علم به وجود موضوع داشته باشد گرچه در آن علم خاطی باشد بلکه در قضیه خارجیه ملاک علم مولاست به تکلیف و ماموربهی که القا می‌کند به مخاطب، این فقط علم است حالا این مولا خاطی باشد اصلا در مانحن فیه جایی ندارد ما در موقعیتی صحبت می‌کنیم که بحث ما مولای عالم بالغیب و مشرف بالمصالح و به آیات و جهات تکلیفی است نه مولای عادی.

  • پس بنابراین بطور کلی این که می‌بینیم فقها و اصولییون در مباحث خودشان مسائل را می‌برند بر موارد عرفیه حمل می‌کنند غلط است وصحیح نیست، بله در بعضی از موارد خود شارع از عرفیات مدد می‌گیرد اشکال ندارد در سیره عقلائیه و عرفیات و در مبانی‌ که عرف بر آن مبانی بنای محاورۀ خود را گذاشته است مولا هم بر همان بنا صحبت می‌کند ولکن در مساله تکلیف و القاء خطاب این نیست که مولا مثل سایر موالی باشد و در همان محدوده از معرفت و شناخت وجود داشته باشد.پس بنابراین اصل قضیه خلاف و باطل است.

  • در قضیه خارجیه اگر مولایی علم به حصول شرایط نداشته باشد اصلاً نمی‌تواند امر بکند در مسائل شرعی اگر مولا نسبت به تحقق شرط جهل داشته باشد چطور این که مرحوم نائینی می‌فرمایند که اگر نسبت به یک شرط جاهل باشد باید مساله را به صورت قضیه حقیقیه بیان کند که ان جاء زیدٌ فاکرمه بعنوان قضیه خارجیه نمی‌تواند بیان کند و از این نظر بین قضیه خارجیه و حقیقیه افتراق است که یک قضیه از یک نقطه‌نظر می‌شود خارجیه و از یک نقطه‌نظر می‌شود، حقیقیه نسبت به بعضی از شرایط موجوده که علم مولا به او تعلق گرفته است قضیه می‌شود خارجیه نسبت به بعضی از شرایط که مولا به او جهل دارد قضیه اکرم زیدا می‌شود حقیقیه که معلق بر شرط منتفی و غیرمتحصل است این مطلب را در نظر داشته باشید تا این که بعداً جواب این مساله را خواهیم داد که اصلا این مساله به طور کلی غلط است قضیه نمی‌تواند به عنوان قضیه خارجیه یا قضیه شرطیه به دو لحاظ قرار بگیرد. این مطلبی را که ایشان می‌فرمایند که مولا نسبت به قضیه خارجیه فقط علم به موضوع دارد و از این جهت حکم می‌کند خلاف است و مساله به این کیفیت نیست. قضیه خارجیه که صحبتش می‌آید بعد از این که مطالب گفته شد در قضیه خارجیه مولا مصداق قضیه حقیقیه را بیان می‌کند نه این که بیاید فقط مورد خاص برای مکلف را تعیین کند یعنی قضیه خارجیه همان قضیه حقیقیه است منتهی در قضیه حقیقیه حکم عام است در قضیه خارجیه حکم خاص می شود. یک وقتی شارع می‌گوید … وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعٰالَمِينَ ﴿آل‌عمران‌، 97﴾ هر فردی که این موضوع در او تحقق پیدا کرد و شرایط مهیّا شد و موضوع استطاعت در او محقق شد یجب علیه الحج یک وقت به این نحو بیان می‌کند یک وقتی خود شارع شرایط را در یک نفر می‌بیند دیگر چرا بگوید لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا می‌گوید یجب علیک الحج چون شرایط در تو موجود است دیگر نمی‌شود ما بگوییم که شارع نسبت به بعضی ازشرایط ممکن است جاهل باشد و فقط به واسطه نفس وجود علمی موضوع شارع حکم کرده نه بخاطر وجود خارجی کرده شارعِ ما عالم بالغیب و علّام‌الغیوب است شارع ما همان طوری که گفتیم مشهدی حسن دوغ فروش نیست بلکه عالم است و علم به غیب دارد و می‌داند که این شخص متحقق به شرایط است بجای این که بگوید لله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا و این هم دوزاریش نیفتد، خِنگ باشد بخواهد به دیگری بزند همان مصداق را تعیین می‌کند می‌گوید شما جزئش هستی بلند شو برو شما از مصادیق این قضیه حقیقیه هستید نه این که مولا در این جا حکم جدائی ترسیم کرده است الان من می‌خواهم بزنم به آن نقطه اشکال مرحوم نائینی این که شارع در این جا حکم شخصی تعیین کرده و می‌گوید یجب علیک الحج این به چه جهتی است؟ به جهت این که می‌داند این شخص قادر است و تخلیه سرب و مؤونه دارد و سایر مسائل همه شرایط ممهد است موضوع وجوب حج در او متحقق است و چون متحقق است داخل در تحت قضیه حقیقیه است یعنی آن قضیه حقیقیه که می‌گوید لله علی الناس حج البیت منطبق بر این است منتهی خودش نمی‌فهمد از باب تذکر می‌خواهد به او بگوید یا تصورش این است که زورم نمی‌رسد قدرت ندارم من می‌گویم زورت می‌رسد مساله‌ای نیست بلند شو همت کن خدا کمکت می‌کند می‌روی قضیه خارجی نیست.