جلسه ۴۸
4مثل این که فرض کنید جریان حضرت ابراهیم علیه السلام که ذکر شد من این قضیه را هم در آنجا که آن روز میخواستم بگوییم که دیگر بحث راجع به این مساله شد که چطور مولا که عالم به ملاکات هست و ما اطلاع نداریم در عین حال موظف به انجام و ایقاء تکلیف نسبت به امر مولی هستیم. این مطلب را که از مساله حضرت ابراهیم علیه السلام در این جا حتی مهمتر هست و واقعاً قرآن عجیب یعنی اصلا باید قرآن را گذاشت و گفت امام زمان علیه السلام خودش باید این قرآن را برای ما تفسیر کند یعنی اصلاً کسی نمیتواند حالا مگر یک کسی که چیز باشد اصلا خدا هیچی در این قرآن نگذاشته این قضیه که راجع به حضرت خضر و موسی علیهم السلام را می خواستم بگویم منتهی آن روز قضیه حضرت ابراهیم علیه السلام جلو آمد و این مساله تقدم و ظهور پیدا کرد. گفتم: حتماً امروز این مطلب را بگویم در تتمه آن که رفقا متوجه این قضیه هم باشند.
مهمترین دلیل بر مساله ولایت فقیه بطور اطلاق در امام معصوم نه در بنده، همین قضیه خضری است که در آیه قرآن نسبت به این مساله تصریح دارد تصریح از این بالاتر؟ شما بر فرض در قضیه حضرت ابراهیم علیه السلام بگویید آن امر الهی امر امتحانی است ما آن را قبول میکنیم ولی صحبت در کیفیت تلقی است مکلفٌبه چطوری باید این امر الهی را تلقی کند آیا مکلف امر را بعنوان امر امتحانی میتواند تلقی کند این فایده ندارد.
در این قضیهای که پیش آمد و فتوا دادن به قتل آن کسی که مرتد است و کتاب نوشته من در بسیاری نوشتِجات خواندم که اصلا وقتی مساله جور دیگری شد و اعتراض همه درآمد که این چه وضعی است و چه فتوایی است برای جمعوجور کردن قضیه گفتند آقا این امر امتحانیِ تهدیدی بوده امر واقعی نبوده، وقتی که مولا امرِ تهدیدی میکند، مولا میداند که این انجام نخواهد شد، و محقق نخواهد شد، اگر مولا امر تهدیدی بکند و مکلف برود آن امر را انجام بدهد مسئول کیست؟ تهدید نبود.

