اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۸

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (4) - 27-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۴۸

10
  • پس بنابراین اطلاعی که خضر دارد بر مسائل باعث شده است که از ناحیه پروردگار نسبت به خصوصیت مورد نه هر جایی حضرت خضر چندتا از این پدر و مادرها هستند که ممکن است بواسطه بچه شان اغفال بشوند صدهزار تا از آن صدهزارتا فقط می‌آید یک دانه را سر می‌برد نه صدهزارتا را دیگر راه نیفتاده توی خیابان هر کس را می‌بیند دیگر برود درب زایشگاه بایستد تمام یکی یکی می‌آید بیرون به پرستار بگوید بده ببینم این را ، این ننه بابا را فلان می‌کند آن یکی می‌آید بده ببینم آن از هر ده‌تا بچه‌ای که توی بیمارستان نکوئی به دنیا می‌آید این هشت‌تایش را ترتیبش را می‌دهد فقط دوتایش را نگه می‌دارد می‌گوید شیرش بدهید این که این کار را نمی‌کند یک دانه را.

  • تلمیذ: در مورد زبیر داریم که اگر پسرش عبداللَه، او را گمراه نکرده بود در صراط مستقیم بود!

  • استاد: اصلاً امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند که این عبداللَه این را گمراه کرد و مساله این نیست این که الان خضر آمده و این عمل را انجام داده است این نه به جهت صرف صرف صرف اغواء والدین است جهت دیگری علاوه بر این داشته آن جهت چیست؟ ما نمی‌دانیم آن جهت مشیت خدا بر امحاء این است در این مورد مخصوص، آن را ما نمی‌دانیم آن تکه‌اش را حضرت خضر گفته که بله اگر این می‌ماند باعث گمراهی پدر و مادرش می‌شد و خدا خواست این کار را بکند این که می‌گوییم خدا خواست آن ملاک برای این مساله است تا این جایش کسی اشکال ندارد.

  • تلمیذ: این که حضرتعالی می فرمایید ممکن است به صورت مختلفی اتفاق بیفتد یقیناً دردستگاه پروردگار این است.

  • استاد: می‌گویم دیگر اگر کسی بمیرد کسی به حضرت عزرائیل فحش نمی‌دهد حالا اگر همین کار را خضر بکند همه فحش می‌دهند با این که همان است. من اتفاقاً این مساله را در جلد دوم کتاب اسرار ملکوت آوردم که عزرائیل هم همین کار را می‌کند منتهی کسی به عزرائیل فحش نمی‌دهد حالا اگر همین کار عزرائیل را یکی دیگر بکند یک بشر بکند می‌گوییم تو او را کُشتی، مرحوم آقا نقل می‌کردند از مرحوم آقا انصاری که شخصی نزد ایشان آمده بود بچه‌اش مریض بود ایشان دوا داده بودند و این هم خورده بود و مُرد، بابا این مردنش بخاطر دوا که نبوده او قرار بوده بمیرد، اصلا همین جناب آقایی که شاگرد ایشان بوده کار را به محکمه کشانده بود.