جلسه ۴۸
6حالا اگر فرض کنید از اوامر امتحانی امام زمان علیه السلام به یکی بگوید؛ خودت را بینداز و بگوید چشم از آن بالا خودش را بیندازد یا باید وسط هوا بگیردش، او میتواند شاید این کار را هم بکند امیرالمؤمنین علیه السلام مگر نبود از جایی می گذشت، یک دفعه بچهای از بالا میآمد گفت: بایست و صاف آمد پایین آنها اوامر امتحانی را میتوانند یا بگویند بایست قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْيٰا إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي اَلْمُحْسِنِينَ ﴿الصافات، 105﴾ یا این که بیندازند می آید پنج سانت مانده به زمین میایستد و پنج سانت را قشنگ مینشیند یا میخورد زمین، یا میمیرد، او زندهاش میکند هر طوری هست این مولا خودش میداند من نمیتوانم، من اگر اوامر امتحانی بکنم آن شخص برود انجام بدهد مسئول کیست؟ منم! پس این اوامر امتحانی نشد.
در همین قضیه که اتفاق افتاد گفتند: منظور تهدید بود و واقعیت نداشته بنده خودم در لبنان که داشتیم میرفتیم در همین منطقه آقایان نورین نیّرین شیخین یک جا ما رفتیم رسیدیم نگاه کردیم دیدیم یک قبهای و دم و دستگاهی است گفتیم این جا چی است؟ گفتند این فردی بود که رفته آن را به قتل برساند این ماده انفجاری خودش را منفجر کرده تمام شد حالا آوردنش و در این جا برایش قبه ساختند آیا این میشود اوامرِ امتحانی؟ نمیشود اگر امر امتحانی است مولا باید آخر قضیه را بداند.
پس این اوامر امتحانی را ما نباید انجام بدهیم کارکس دیگر است ببینید ملاکات را باید ما بفهمیم احکام را در هر موردی به ملاک خودش بزنیم و از جایی به جای دیگر سرایت ندهیم. این در محدوده خودش و این هم در محدوده خودش هر کدام محدوده خودمان را باید حفظ و نگه داریم مگر این که بگوییم این امر تهدید نبوده بلکه امر انسانی و واقعی بوده، اگر امر واقعی بوده بسیار خوب امر واقعی است و تبعاتش را هم میپذیریم و باید پاسخگو هم باشیم.

