جلسه ۴۸
3وقتی که شارع علم ندارد همین شارع امام صادق علیهالسلام به یک نفر میفرماید یجب علیک الحج در حالتی که طرف پول ندارد حالا طرف چکار کند؟ امام که میفرماید: طبق فرمایش مرحوم نائینی اشکال ندارد چون وجود علمی موضوع برای صحت القا خطاب کفایت میکند وجود علمی امام علیه السلام هم که برای تحقق شرایط را دارد در حالتی که این پول ندارد اصلاً لنگ و چلاق است، بدبخت روی زمین میافتد یا این که بعد از دو روز دیگر از پشتبام میافتد پایین یا زنش دنبالش میکند. بخاطر این که از دست آن چماق و کفگیر میخواهد به سرش بخورد فرار کند یک دفعه از بالای پلههای می خورد زمین و پایش میشکند دیگر بیچاره نمی تواند از دست کفگیر و چماق این مخدره الان اگر بخورد توی سرش باید برود دهتا بخیه بخورد وقتی فرار میکند یک دفعه میافتد میشکند حالا امام علیه السلام از این قضیه خبر ندارد از آن طرف علم به وجود حج هم آمده این بی چاره این وسط چکار کند؟ نمیتواند برود نمیتواند تکلیف را در این جا انجام بدهد جناب نائینی شما که این حرف را میزنید این طرف سکه را هم فکرش را کردی؟ برای امام علیه السلام که میگویی وجود علمی موضوع مصحح برای القاء خطاب هست از آن طرف که در قضیه خارجیه کفایت میکند برای مکلف اتیان عمل به این تکلیف چه صورتی دارد انجام ندهد عصیان کرده بخواهد انجام بدهد نمیتواند عاجز است شرایط محقق نیست این جا چه کار کند؟ این جا تناقض است.
پس این تعریفی که ایشان برای قضیه خارجیه کردند نسبت به قضیه حقیقیه مشخص میشود که این تعریف اصلا در این جا، جا ندارد در قضیه خارجیه ما تعریف قضیه شخصیه است که مولا القاء خطابش بر آن فرد در قضیه شخصیه متعلق به هیچ ملاکی نیست مولا به عنوان انه عالم بجمیع المصالح و الشرائط و الجوانب با توجه به این ملاک یک حکمی را به مکلف القاء میکند و مکلف واجب است که نسبت به آن حکم اتیان کند هم از جانب مولا صحیح است و هم از جانب مکلف اگر تحقق شرط نسبت به مکلف منتفی باشد کشف میکنیم که این القاءخطاب به مکلف جنبه امتحانی داشته نه این که جنبۀ الزام واقعی داشته و مکلف باید اقدام بکند حالا نمیتواند آن معلوم میشود خطاب الزامی برای ایقاء آن تکلیف واقعی نبوده.

