جلسه ۴۷
5خب ما بحث مان در اصول به مولاي بستري نيست به مولايي است كه اگر به آن مولا بگويند آقا اين شرايط محقق نيست بگويد چشم بحث را عوض ميكنيم مساله را تغيير ميدهيم، بنده الان به پسرم ميگويم بلند شو برو از بالا روی میز پول بردار و برو پرتقال بخر ميرود و ميگويد آقاجان روی میز شما كه پول نيست! بگويم غلط كردي من كه ميگويم هست، يعني هست یا بگویم خيلي خوب حالا برو از جيبم بردار فوری قبول ميكنم حالا روي ميز نيست برو از جيب بردار توي جيب نيست از صندوق بردار اما اگر بگوييم چون گفتم روي ميز است بايد از روي ميز برداري ميگويد بابا نيست اين میز را نگاه كن فقط روي ميز كاغذ است و یک مشت مطالب حضرتعالی چرت و پرت كه نوشتي اين همه روي ميز پر است پولي من نميبينم اين مطالب شما را هم بدهم به میوه فروشی به خدا بهم پرتقال نميدهد ميگويد يك من از اين ها را به من بدهيد من فقط در آن حدي كه باهاش پرتقال بپيچم و پنير بگذارم در آن حد ميتوانم قبول كنم از شما، اما اين ها را نميدهم ميگويم آقاجان آخر اين مطالب كه به درد پرتقال فروشي نميخورد اين مطالب به درد بقال نميخورد اين مطالب به درد كس ديگر ميخورد، ميگويد يك صندوق هم از اين مطالب بدهيد يك دانه پرتقال دست شما نميدهم برو بابا آقا شيخ اين ها را براي من نوشتي؟ پول بياور تا پرتقال بهت بدهم اين چيزها فايده ندارد به كت ما هم نميرود ما ميگوييم چشم و گوش ميدهيم. اين مولا اگر اين طور باشد به اين كيفيت خب اين ديگر معنا ندارد اصلا از مساله بحث خارج می شود.
اشكال سومي كه بر مرحوم نائيني در اين مساله وارد ميشود اين است و اين اشكال همهجا هست اين مسالهاي است كه يكي از مباني اصولي است و رفقا بايد متوجه اين قضيه باشيد تا اين كه بطور كلي ببینید بناي اصولي بر چيست. جناب نائيني، وقتي كه شما داريد يك مبناي اصولي را مطرح ميكنيد اين مولا را چه مولايي داريد تصور ميكنيد؟ شما مولا را موالی عادي تصور ميكنيد؟ وقتي اين حرفها را ميزنيد اصلا در اين جا جا ندارد.

