جلسه ۴۷
3يا اين كه مولا نسبت به یک شرائطی، فرض كنيد نسبت به يك فرد خاصي يك حكم را بار ميكند يجب عليك الحج في هذه السنه از آن طرف ما ميدانيم ملاكاتي كه مولا و شارع تعيين كرده بلوغ و عقل و استطاعت است و ساير مسائل منتهي آنها را نميگويد اِن تحصل لك الشرايط فيجب عليك میگوید يجب عليك الحج به هيچ چيز ديگر هم كار ندارد يجب عليك الحج في هذه السنه و شما ميدانيد مولا كه الان به شما گفت يجب عليك الحج اشتباه كرده شرايط محقق نشده اگر مولا بداند و شما به مولا بگويد آقا اين شرايط در من محقق نشده چطور شما ميگوييد يجب عليك الحج مولا ميگويد آه ببخشید اشتباه كردم، شما كه اين را ميدانيد آيا بايد حج انجام بدهيد متسكعاً ؟ ولو بدون تحقق شرايط؟ يا اينكه نه حق داريد اين امر را اتيان نكنيد؟
و بعضي از اين شرايط شرايطي است كه بدون آنها اتیان امر مستحيل است، مثل اين كه فرض بكنيد كه در همان مثالي كه زدم خب اصلا خود مورد نيامده كه اكرامش بكنيم اين عوضي ديده در اين جا مكلف نميتواند اتيان بكند چرا؟ چون ميداند كه مولا در اين قضيه خاطي است و اگر بداند كه شرايط حاصل نشده امر نميكند، در حالتي كه مرحوم نائيني ميفرمايند امر در اين جا جايز است و ميتواند امر كند چون وجود موضوع به عنوان وجود علمي منجز براي حكم است نه بعنوان وجود مفروض وقتي مولا وجود علمي ميكند يجب علي العبد الاطاعه در حالتي كه قادر نيست و نميتواند انجام بدهد پس اين از كجا ناشي ميشود از آن جايي كه آن اشكال اول ما را نديده گرفتهاند وآن اين بود كه بر مبناي ايشان حكم گرچه در قضاياي خارجيه و قضاياي شخصيه روي خود فرد خارجي رفته است ولي تعلق حكم بر اين فرد مخاطب و مكلف به خارجي نه بخاطر جسميت و كيلو وابرو و دماغش است بلكه به خاطر تحقق شرايط در اوست، لذا مولا اين را بصورت قضيه خارجيه و جزئيه كرده يجب عليك الحج ولي اين يجب عليك الحج به خاطر چيست؟ به خاطر مسائل ديگر است.

