جلسه ۴۷
2مطلب ديگر و اشكال مهم ديگري كه بر اين اساس بر مبناي مرحوم نائيني در قضاياي خارجيه وارد ميشود اين است كه مرحوم نائيني ميفرمايند موضوع براي تعلق حكم در نفس مولا عبارت است از همان وجود علمي همين كه مولا احساس كند موضوع در خارج محقق است كفايت ميكند كه حكم به او تعلق بگيرد. ولو اين كه اين موضوع در خارج نباشد خود وجود علمي است كه منجز براي تعلق حكم است و به عبارت ديگر نفس موضوع و وجود علمي موضوع، آن استجلاب حكم را ميكند، كاري به خارج نداريم به فرض مولا هم اشتباه كرده باشد، آن حكم از ناحيه مولا صحيح است.
ولي در قضاياي حقيقيه مساله به اين شكل نيست در قضاياي حقيقيه در واقع اين حكم رفته روي ملاكات وعناوين وآن موضوع فرضي كه حالا سواء کان فی الخارج موجوداً أو لم یکن موجوداً وفی المستقبل یوجد مولا به اين وجود خارجي فعلي موضوع كاري ندارد، روی عنوان رفته هركسي كه متصف به اين عنوان است شرب خمر حرام و شارب خمر بايد حد بخورد حالا شارب خمر الان بالفعل موجود است، بايد حد بخورد، فردا پيدا ميشود بايد حد بخورد صد سال ديگر هم پيدا ميشود بايد حد بخورد، در اين صورت تفاوتي در اين مساله نميكند.
اشكالي كه در اين جا وارد است اين است كه بسيار خوب نسبت به اجراي حكم و تعلق حكم به مخاطب به واسطه وجود علمي موضوع ما حرفي نداريم كه اين خودش به اصطلاح مُبَرء هست نسبت به مخاطب، ولي صحبت در اين است مخاطب در اين جا چه تكليفي دارد نقض اين جا وارد ميشود اگر مخاطب بداند كه متصف به اين موضوع نيست و موضوع حكم در او محقق نيست چه تكليفي در قبال اين دارد بايد انجام بدهد اين حكم را يا نبايد انجام بدهد؟ بر فرض بداند كه در اين جا مولا اشتباه كرده است مولا ميداند كه عمرو آمده در قم، وقتي كه نيامده به شما تكليف ميكند اكرم عمرا شما ميگوييد عمرو هنوز نيامده حالا توي خيابان چشمش اشتباه ديده خالد را به جاي عمرو ديده تصور كرده عمرو آمده در قم اصلا موضوع براي ايشان منتفي است مخاطب در اين جا چه بايد بكند؟ آيا بايد انجام بدهد؟

