جلسه ۴۷
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
ديروز عرض شد كه در قضيه خارجيه، بر تعريف مرحوم نائيني اشكالي وارد ميشود و آن اين است كه در قضيه خارجيه ملاك توجه تكليف به مخاطب است نه شخص، البته عرض شد كه در اين مساله مرحوم نائيني قضيه شخصيه را با خارجيه اشتباه تصور كردند و اين اصطلاح منطقي را در جاي خودش قرار نداده اند. حالا به اين كاري نداريم، مشخص است كه منظور اين مساله شخصي است، خود ملاك در قضيه شخصيه و خارجيه بر مبناي ايشان آن ملاك است منتهي از آنجايي كه بعضي از ملاكات و شرايط در تحقق موضوع نسبت به يك شخص خاص محقق است از اين جا گفته ميشود كه حكم از مخاطب به غيرمخاطب سريان پيدا نميكند.
مثلا فرض كنيد كه در تمام دنيا شما بگرديد فرزند عمرو يكي است ما كس ديگري نداريم، حالا اگر حكمي آمده باشد بر اكرام فرض كنيد عموي زيد كه برادر عمرو است و به سبب يك نقاري اين قضيه و مساله بوده در اين صورت غير از فرزند عمرو كس ديگري نميتواند اكرام كند نه اين كه فقط اين حكم رفته روي ذات خود اين زيد و از او قابل تسري به مخاطب ديگر نيست و بر همين اساس آن مساله شخصيه شده است نه، مساله به خود ملاك تحقق ميگيرد كه در تحقق ملاك اين قضيه وجود دارد نسبت به ديگري وجود ندارد لذا ما در موارد مختلف مشاهده ميكنيم كه احكام مختلفي نسبت به مخاطبين مختلف وجود دارد يعني مولا اين مخاطب را متوجه خطاب قرار ميدهد در حالتي كه مخاطب ديگر كه نظير اوست و ما تصور ميكنيم راجع به همين صفات است و همين موضوع در مخاطب ديگر محقق است ميبينيم او را از اين حكم مستثني ميكند و بعد اعتراض به مولا ميكنيم، اين همينجاست كه اي مولای بزرگوار، اين كه مثل من است چطور پس من را متوجه اين خطاب و عتاب قرار دادي و ديگري را قرار ندادي اين به خاطر چيست؟ به خاطر نفهمي ماست که ما در حيازت ملاكات به آن مرتبه تام نرسيده ايم و موضوع را جور ديگري تصور ميكنيم ولكن مولا چون اشراف بر مسائل و موضوع دارد حكم را متوجه ما ميكند و متوجه كسي ديگر نمي كند. و از اين قبيل ما مسائل زياد ديديم خوب در اين جا از اين نقطهنظر به مرحوم نائيني اشكال وارد ميشود.

