جلسه ۴۶
8پس بنابراين اشكال اول بر مرحوم نائيني اين بود كه ايشان از نظر منطقي اشتباه كرده اين ها چرا اين حرف ها را ميزنند آخر وارد نيستند قضيه خارجي اصلا ربطي به قضيه شخصي ندارد اين قضيهای كه شما ميفرمائيد قضيه شخصيه است ما قبول داريم در قضاياي شخصيه حكم از آن شخص مكلف سرايت بر شخص ديگري نميكند اما اين كه شما ميفرمائيد بخاطر اين است كه خود علم مولا نسبت به موضوع تعلق گرفته حتي اگر شرايط آن موضوع در جاي ديگري هم باشد به عنوان قضيه اتفاقي و تصادفي اين را ديگر ما قبول نداريم حكمي كه مولا ميكند بر زيد كه ميگويد اكرم زيدا بعنوان قضيه شخصيه لحاظي است كه مولا روي عناوين و اوصافي كرده كه آن اوصاف در شخص ديگري وجود ندارد بين زيد و عمرو فرض كنيد نقار است ميخواهد نقار برطرف بشود به عمرو ميگويد اكرم زيدا بخاطر آن است نه بخاطر اين كه بخواهد فقط زيد را به زحمت بيندازد اگر هم خواسته زيد را به زحمت بيندازد جهتي داشته يعني جهتي در اين جا در تعلق امر مولا هست كه باعث شده است كه اين قضيه شخصيه بشود نه حقيقيه.
پس در قضاياي شخصيه اولا گفتم اين قضيه خارجيه نيست قضيه خارجيه همان حقيقيه است كه حالا بعد راجع به آن ميگوئيم آن حقيقيهاي كه مرحوم نائيني ميگويند همين قضيه خارجی منطقي و فلسفي است نه آن كه ايشان ميفرمايند بر فرض آنكه همان قضيه خارجيه و شخصيه است ملاك در قضيه شخصيه وجود صفات و عناويني است كه آن صفات و عناوين در كس ديگر نيست و لذا سرايت نميكند به كس ديگر نه اين كه مولا از اين خوشش آمده دِنگش گرفته استخاره كرده فقط اين مولا در تعلق قضيه شخصيه استخاره نميكند مولا دل بخواهي نميآيد، يك جهتي هست حالا پسرخالهاش است من چه ميدانم نقار است بينشان من چه ميدانم، ميخواهد اين را به كمال برسد من نميدانم آن جهتي كه در نفس مولا هست آن جهت عنوان است اين مساله را داشته باشيد.

