جلسه ۴۶
7مطلب اول اين كه ايشان بين قضيه شخصيه و بين قضيه خارجيه خلط كردند برخلاف اين كه خودشان در كلمات شان دارند كه اصوليين خلط ميكنند ايشان خودشان به خلط بسيار بسيار فاحشي مبتلا شده اند قضيهاي كه ايشان درقضیه خارجیه مطرح ميكنند مساله قضيه شخصيه است اشكال اولي كه بر اين تعريف قضيه شخصيه و خارجيه ايشان كردند اين است كه شارع هيچ وقت حكم را بر شخص خاص به عنوان شخص خاصي هيچ وقت جعل نميكند هر وقت كه شارع حكمي را جعل ميكند اين حكم روي عنوان كلي مكلف رفته است و آن عنوان كلي مكلف است كه موجب استجلاب حكم است چه آن عنوان كلي وجود مكلف فعلي واحد داشته باشد يا مكلف وجود فعلي مكلف متعدد داشته باشد و قابل تسري باشد احكامي را كه شارع جعل ميكند هميشه رفته روي عناوين و موضوعات شخص مكلف هو بما هو انسان اين مسالهاي است كه قابل دقت است قبلا هم خيال ميكنم يك مرتبه اشاره به اين قضيه كرده باشم كه جسميت، وزن مكلف و انتساب به پدر يا مادر در مكلف ملاك و مناط براي تعلق حكم نيست آنچه كه ملاك براي تعلق حكم است عبارت است از وجود شرايط و قيودي كه مكلف را به صورت موضوع خاص براي تعلق تكليف درميآورد حال اين شرايط و اين قيود يا در مكلف واحد حضور پيدا ميكند حكم به همان مكلف تعلق ميگيرد و سرايت نميكند مثل چي؟ وجود صلاة ليل به نسبت به رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله به نسبت اول كه صلاة ليل واجب شد اين نسبت به همه واجب بود بعد منه علي العباد اين وجوب فقط منتقل به رسول اللَه شد حتي ائمه عليهمالسلام هم اين تعلق وجوبي بر آنها نيست اما اين كه حالا بر خود رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله واجب است نه بعنوان اينكه اين رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله وزنش هفتادوپنج كيلو بوده و فرزند عبداللَه بن عبدالمطلب بوده ، زوجهاش خديجه و در مدينه بوده چون رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله داراي خصوصياتي بود كه آن خصوصيات اقتضاي وجوب صلاة را بر او ميكرد كه آن خصوصيات را ما نميدانيم حالا موقعيت رسالتش است آيا آن خصوصيات نفسيه اوست كه با بقيه تفاوت ميكند مقتضی استجلاب فيض از مقام فياضيت به تمام اين عوالم است كه در وجود رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله است و در بقيه نيست هرچه ميخواهد باشد يا مقام ظاهر است هرچه ميخواهد باشد بالاخره حكم وجوب صلاة ليل بر جسميت رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله تعلق نگرفته بلكه بر يك عناويني تعلق گرفته است كه آن عناوين اقتضاي وجوب صلاة را ميكنند اگرچه رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله بشود ده تا هم بشود آن ده تا وجوب صلاة است ولي الان رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله يكي است اگر راي خدا تعلق ميگرفت كه اين رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله را بكند دهتا ميتوانست يا نميتوانست؟ ميتوانست بر همه آنها صلاة ليل واجب بود چون الان رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله يكي است دليل نميشود بر اين كه اين صلاة ليل بر عنوان تعلق نگرفته بر موضوعي كه آن موضوع محبت از اجتماع شرايط خاص است كه آن مقام مقام كمالي رسول اللَه مقام وساطت فيض، مقام ولايت كبري و یا مقام بعثت ودعوت عباد باشد كه آن را ما نميدانيم ولي در حد اجمال اين قدر ميدانيم كه آن حكمي كه رفته يا فرض كنيد حكم اباحه زوجات اكثر من اربع بهبه خب البته رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله به فكر ما هم بوده البته به فكر ما بدبختها كه پيشاني نداريم به فكر خيليها كه حالا چهارتا را واجب كرده الي ماشاءاللَه به صورت ديگر اباحه كرده پس نبايد اعتراض كنيم كه يا رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله اين پارتيبازي شد خدا براي شما فرض كنيد نه بابا پارتيبازي نيست گرفتاري است آن يكياش هم به قول پدرمان ميفرمودند نصفش برايت زياد است! نصفي از زن هم براي ما زياد است ولكن به صورت موارد ديگر اشكال ندارد ولي اين اباحهاي كه براي رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله است آيا خدا از چشم و ابروي پيغمبر صلي اللَه عليه وآله خوشش ميآمد كه اكثر من اربع را براي رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله واجب كرد معنا ندارد خصوصيت ظاهري رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله است معنا ندارد يك صفت و شاخصه و خصوصيت و جنبهاي در رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله است كه آن جنبه موجب اين تعلق حكم بر رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله است لذا اگر يك كسي ديگر مثل رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله بود همين قضيه برايش بود.

