جلسه ۴۶
5بناء علي هذا اين بحثي را كه مرحوم نائيني ميفرمايند كه در اصول مطرح میکنند که موضوع معلق بر شرط متاخر است و ممكن است باشد در این صورت شرط متاخر امتناع دارد چرا؟ چون موضوع بدون شرط تحقق خارجي ندارد پس چگونه به موضوع با وجود شرط متاخر، حكم تعلق ميگيرد؟ وقتي كه موضوع تحقق خارجي ندارد هر وقت شرط پيدا شد تازه آن موقع موضوع محقق میشود، مثل حيوان ناطق، شما يك حيواني را در وسط همين حياط فيضيه در نظر بگيريد ، ولي هنوز ناطق را برايش نياورديد اين حيوان چيست؟ اين حيوان بصورتي درنميآيد موضوعي براي انسان محقق نشده است شما بايد ناطق را ضمیمه بكنيد تازه اين ميشود انسان، وقتي كه شما از دور كه چشم تان خوب نميبيند، ميبينيد يك شيء متحركي هست اولين چيزي كه به نظر شما ميآيد چيست؟ اين است كه يك شيءمتحركي يك جسم متحركي در اين جا وجود دارد آن چيزي كه براي شما اولاً بلا اول حاصل ميشود اين جسمٌ و متحركٌ فقط همين نه بيشتر حتي حيوان هم براي شما در اين جا وجود فعلي پيدا نميكند فقط همين مقدار، صدمتر ميآيد جلوتر شما ميبينيد نه اين سر دارد و حركتي دارد آن شيء متحرك ميرود كنار، يعني نه اين كه برود كنار به حال خودش باقي ميماند و يك صورت نوعيه به خود ميگيرد آن ميشود صورت حيواني پس الان شد حيوان باز نميدانيد اين چه حيواني است وقتي صدمتر يا دويستمتر ديگر آمد جلوتر شما ميبينيد اين انسان است اين صورت حيواني بدون اين كه تغيير پيدا بكند دوباره فعليت مجددي به خود ميگيرد يعني فعليت بعد از فعليت و دائماً آن فعليت و صورت نوعيت در فصليت عميقتر ميشود تا ميبينيد اين انسان است ولي باز او را تشخيص نميدهيد صدمتر ديگر ميآييد جلوتر ميبينيد اِه اين پسرعمه یا رفيق شماست و اين باز در اين صورت آن صورت فعليت سنخيتش و شخصيتش در عرض آنها آمد عميقتر شد و جلوي شما را گرفت.

