جلسه ۴۶
3پس در مساله قضاياي خارجيه نفس علم مولا شرط است مولا وقتي كه عالم به شرايط موضوع باشد در خارج حكم ميكند اگر عالم نباشد نميتواند حكم بكند ولي در قضاياي حقيقيه اين طور نيست، تعلق حكم بر موضوع به علم مولا كاري ندارد كه الان موضوع در خارج محقق است يا نه تعلق حكم در قضاياي حقيقيه صرفا بر تحقق موضوع است خارجاً ، نه بر تحقق موضوع است علماً و نفساً ، در نفس مولا هروقتي كه خمر در خارج محقق شد حرمت هم بر آن مترتب ميشود حالا الان خمر هست يا نيست به مولا كاري ندارد مولا بداند كه الان خمر هست يا نداند باز او كار ندارد مولا بداند كه اين ماء است در حالتي كه خمر است باز به مولا كاري ندارد چون حكم روي علم مولا نرفته.
فرض كنيد مولا ميگويد یجب علیک الاجتناب عن الخمر در حالتي كه اين آب است امروز آقاي فلان اشتباهاً براي ما به جاي آب فرض كنيد چيز ديگري آوردهاند و من هم نميدانم يك دفعه ميگويم اشتباه شد ما آن را ازگوشه برداشتيم و آورديم در اين جا و الآن اگر شما بخورید اسلام از بين ميرود ديگر فاتحه اسلام خوانده ميشود ولو اين كه نسياناً و از روي غفلت شرب خمر بكند ديگر دين و ايمان ندارد و اسلامش هم از بين ميرود .
پس بنابراين شما بايد استنكاف كنيد الآن گرچه مولا علم داشته باشد بر اين كه اين ماء است ولي در عين حال چون شخص مخاطب ميداند كه اين ماء نيست و خمر است بايد اجتناب كند خود مولا حكم ميكند هذا ماءٌ وليكن شما ميدانيد اين چيست! اين آب نيست متنجس است شما نميتوانيد تناول كنيد يا مولا بگويد هذا خمر يجب عليك الاجتناب ولي شما ميگوئيد نه، مولا در اين جا اشتباه كرده ذائقهاش را از دست داده صفرا بر او غلبه كرده خيال كرده اين خمر است.

