اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۶

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (2) - 23-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۴۶

2
  • اين فرق بين قضيه حقيقيه و خارجيه است البته در اين جا يك مطالبي هست كه بنده در ضمن سه مطلبي را كه مرحوم نائيني نقل مي‌كنند اين را حتما بايد بگوييم و تاخير نيندازيم تا اين كه مساله با يك صورت ذهني روشن جلو برود بر اين اساس اين شالوده و چكيده مساله است.

  • سه مطلب را مرحوم نائيني در اين مساله مترتب مي‌كنند مطلب اول كه جهت اول است اين است كه ملاك در قضايايي خارجيه فقط علم مولا به تحقق موضوع است و لاغير يعني همين كه مولا عالم به موضوع بشود كه اين موضوع محقق است كفايت مي كند يعني وجود علمي موضوع نه وجود خارجي، در نفس مولا، منجز براي تعلق تكليف است به مكلف ولو اين كه در اين مورد مولا دچار خطا شده باشد آن ايراد ندارد همين كه مولا بداند كه اين موضوع محقق شده است با اين شرايط كفايت مي‌كند براي اين كه مولا امر به اين حكم و حكم به مراد خود بكند .

  • حال گرچه اين مساله به اصطلاح خلاف باشد و آن شرايط براي تحقق موضوع جمع نشده باشد، مولا مي‌تواند وقتي كه علم پيدا كرد كه زيد الان در بلد است امر كند به عمرو كه زيد را اكرام بكن چون خودش الان در اين جا علم دارد و اين علم نسبت به اين كفايت مي‌كند و اگر در يك مورد مولا علم نداشت در يك شرطي ، بايد در آن مورد قيد كند كه اين حكم معلق بر آن شرط و فرض وجود شرط است كه در اين صورت از اين نقطه‌نظر قضيه از قضيه خارجيه تبديل به قضيه حقيقيه خواهد شد يعني فرض وجود شرط علت براي تعلق حكم است نه وجود خارجي، خود آن شرط كه وجود وجود علمي باشد چون وجود علمي منتفي است مولا عالم است بر اين كه اين شرط در اين جا واقع نشده مولا عالم است بر اين كه مي‌گويد اكرم زيدا بعد مي‌گويد اگر همراه اين زيد فلان كس هم بود در اين صورت بايد اكرام بشود هر وقتي كه همراه با زيد شخص ديگري بود كه موردنظر مولا است آن موقع اكرام زيد واجب مي‌شود حكم عمرو در آنجا تنجز پيدا مي‌كند ولي تا وقتي كه آن شرط محقق نشده است حكم مولا وجود علمي ندارد مولا كه نمي‌داند مولا كه عالم بر وجود آن شرط نيست پس بنابراين قضيه خارجيه در اين جا محقق نشده است و قضيه مي‌شود حقيقيه يا مولا بايد سكوت كند اصلا حكم را نگويد يا ا ين كه اگر حكم را متعلق بر اين موضوع مي‌‌كند بايد معلق بر وجود شرط استقبالي بكند كه شرط متاخر باشد يعني الان حكم را بر مكلف متعلق مي‌كند در صورت وجود شرط الان حکمی راجع به او نشده است عمرو مي‌تواند صاف صاف براي خودش راه برود هيچ کم و مسأله‌ای متوجه عمرو نشده است هر وقت آن شرط در استقبال محقق شد آن وقت حكم برايش منجز مي‌شود اگر هم نشد كه نشد.