جلسه ۴۶
10من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان قال و مقال عالمي ميكشم از براي تو
من پيش ملائكه نميروم ولي چون تو گفتي با ابوسفيان و با ابوجهل مينشيتم سنگ توي سرم ميخورد تمام بدبختي و بيچارگي عايشه و حفصه در خانه من درميآيند دخترم را بين در و ديوار همين عمر كه الان دارم ميبينم جلوي من راه ميرود تكهتكه ميكند الان ميگويند نخير حاشا جناب عمر بيايد يك همچين حرفهايي بزند نبايد این حرفها را زد نخير جلالت حضرت عمر بالاتر از اين است كه بيايد و اين جسارتها را بكند اين حرفها حرفهاي غاليان شيعه است درست همه اين ها را پيغمبرصلي اللَه عليه وآله انجام داده ميگويد اي خدايا راحت شدم اي خدا پدرت را بيامرد اي خدا يكي ديگر را بياور به جاي من اين ميشود پيغمبر صاف است مثل آب زلال است من باشم نباشم يكي ديگر باشد جاي من برود بيايد ما چي؟ نه ديپلم است حالا دكترها او دادهاند به خيال كردي من را ميخواهيد بگذاريد كنار چه ميكنم و چه ميكنم هان درست شد امام زمان عليه السلام هم همين است امام زمان عليه السلام ميدانيد چرا امام زمان شده؟ چرا؟ چون قلبش صاف است خدايا مرا امام زمان كردي خانهات آباد يكي ديگر را ميخواهي بكني بازم خانهات آباد دوتا امام زمان درست كن اصلا من يك امام زمان در يك قاره ميشوم و يكي ديگر هم در يك قاره ديگر بشود اعتراض ميكند؟ نميكند ديگر سه تا امام زمان اصلا ما وقتي كه ظهور كرديم همه عالم را پر از عدل و داد كرديم استعفا ميدهيم خدايا يكي ديگر را بياور صاف صاف مثل آب دريا پس خدا بيخود كسي را امام زمان نميكند بيخود كسي پيغمبر عليه السلام و امام حسين عليه السلام نشده حساب است توي كار استخاره نكرده این بشود امام حسين عليه السلام نه حساب است كارها همهاش روي حساب است.

