جلسه ۴۵
5مثلاً ميگوييم: اكرم زيداً العالم اين كه ميگوييم اكرم زيداً العالم الان در اين جا قضيه شخصيه است اما اين را ما نميتوانيم تسري بدهيم چون عمرو هم عالم است پس بنابراین، آن هم واجبالاكرام است گرچه شرايط اكرام را عمرو دارد ولكن قصد مولا نيست مگر بايد هركس شرائط را داشته باشد حكم برود رويش؟ مولا در اين جا منظورش زيد است و به خاطر علمش هم اين كار را انجام ميدهد البته در اين جا اشكالي كه وارد ميشود اين است اگر همه شرايط فيحدنفسه بدون ذره مثقالي دخالت در تعلق حكم داشته باشد ديگر چه فرقي است بين اين مصداق وبين مصداق ديگر اگر از نظر اين كه ميگوييم زيد عالم است نه بخاطر خوشگلي است كه ميگويد اكرم زيداً، حالا اگر فرض كنيد عمرو عالم است از آن هم بالاتر باشد ولي زشت باشد ميگويد اصلا دوست ندارم اصلا از زشتها بدم ميآيد من اصلا نميخواهم زشت را در اين عالم اكرام كنم من دنبال اين شرط ميروم اين يك ملاك ديگر است ولي اگر واقعا هيچگونه تفاوتي بين ملاكاتي كه در اين متعلق حكم بعنوان فرد مخاطب براي حكم قرار گرفته و بين فرد ديگر ندارد ديگر در اين صورت دليلي ندارد كه ما قضيه خارجيه را قابل تسري به ديگري ندانيم.
علي كل حال به اين مساله توجه نميكنيم قضيه خارجيه آن قضيهاي است كه بر مبناي مرحوم نائيني كه البته آقاي خوئي هم همين مطلب را ميگويند و در اين قضيه ايرادي ايشان ندارند كه آن قضيهاي است كه اختصاص به يك فرد خارجي دارد و از آن سرايت به فرد ديگر نميكند حال در این مسأله هم تفاوت نميكند كه اين حكم واحد باشد يا جمع باشد يك وقتي بگوييم اكرم زيداً يا بگوييم جاء زيد كه خب اين اختصاص به يك فرد دارد چه اخبار باشد چه انشاء يا اين كه حكم عام باشد.

