جلسه ۴۵
3خدا بيامرزد آقاسيد علي لواسانی را يك وقتي در خدمتشان بوديم ميگفت طرف يك زني داشت سفره كه ميگذاشتند ميگفت: غذا بياور لقمه درست كن بگذار دهن من، آب را بگذار دهن من، اصلاً هيچ كاری نميكرد يك بار مريض شده بود و ذكام گرفته بود و ميگفت: اين جا دستمال نيست. گفت: چشم، دستمال را ميآورم بلند شد رفت يك دستمال آورد و گفت: فين كن، گفت: فينم نميآيد، گفت: آخر فينت را هم من بايد بكنم؟! همه چي برايت آوردم، دستمال آوردم، بغچه را باز كردم، اقلاً اين فين را خودت بكن!
حالا شارع بيايد بگويد كه اين صلاة با طهارت و ثوب طاهر باشد، بگويد من ثوب طاهر ندارم خب بلند شو برو بغچه را باز كن و بپوش ديگر! به من ربطي ندارد اين ميشود مقدمات وجودیه ، گرچه اصل و مبدأ آن از شارع است ولي تحصيلش با مكلف است. شارع كه نبايد در اين جا بگويد بنده برايت ثوب طاهر بیاورم در اختيارت بگذارم، وقتي اين مساله روشن شد ما به اين جا ميرسيم .
حالا در مساله استطاعت نسبت به حج مساله مؤونه، تحصيل راحله و تخليه سرب، شخص ميخواهد فرض كنيد برود مكه و دو راه براي رفتن او وجود دارد. يك راه نزديك است ولي نا امن و راه ديگر دورتر است ولي امن است، آيا ميتواند عذر بياورد كه راه من در اين جا امن نيست؟ از راهي كه بخواهم از ايران بروم اين راه امن نيست؟ از راهي كه بخواهم دور كنم مسير را و به كشور ديگري بروم و از آن طريق بروم مسير دور ميشود ولي آن راه امان است ميتواند شخص عذر بياورد كه مسير امان نيست؟ نميتواند، چرا؟ چون طي مسافت بر عهده شارع نيست بر عهده خود شخص است اين گفته من از تو حج ميخواهم، بله اگر همه راه ها نا امن بود آن موقع خود مقدمه وجودي تحقق ندارد و اصلاً كاري به شارع هم ندارد، اصلاً مقدمه وجودي نيست، بله شارع در اين جا منهً علي العباد ميگويد در صورت عدم تخليه سرب من حج را امسال برداشتم اين را شارع ميگويد ولي اگر راه بود بايد آن راه ديگر را طي بكند.

