جلسه ۴۵
4بناءً علي هذا استطاعت از شرط وجوب متبدل ميشود به شرط وجود، وقتي كه به شرط وجود محقق شد، مكلف براي تحصيل استطاعت واجب است قيام كند اين ماحصل مطالب، البته نسبت به بقيه مطالب در كلام مرحوم شيخ، ما نظر داريم كه اين را خواهيم رسيد اين كه گفتم، فعلاً بحث اصولي ماست، يعني چون مساله استطاعت، در اين بحث واجب مطلق و مشروط مطرح شده از اين نقطه نظر ما اين مساله را مطرح ميكنيم.
مرحوم نائيني در اين جا آمده اند و بطور كلي واجب مطلق و مشروط را توضيح داده اند كه از امروز بحث ما ميرود روي كلام مرحوم نائيني، اگر رفقا ميخواهند نسبت به اين قضيه نگاه كنند فوائدالاصول و همين طور مباني و تقريرات مرحوم آقاي خوئي را ميتوانند در اين قضيه در مطالعات شان مراجعه داشته باشند البته مسائل مرحوم آقا ضياء و مرحوم كمپاني هم همراه با اين انجام ميشود كه ديگر خيلي وقت ما طول نكشد و تا قبل از تعطيلات از بحث اصولي فارغ بشويم.
ايشان بطور كلي قضايا را به چهاردسته تقسيم ميكنند:
يكي قضيه عقليه كه ظرف تحقق و وعائش فقط عقل است بنا به منطقيين گرچه ايشان در اين جا اشتباهاتي كردند كه حالا ما كاري به آن مسائل نداريم مساله دوم قضاياي طبيعيه و سوم قضيه خارجيه و چهارم قضيه حقيقيه.
عمده كلام ايشان در قضاياي حقيقيه و قضاياي خارجيه است، حالا تعريفي كه از اين دو قضيه ميكنند قابل تأمل و دقت است ايشان ميفرمايند:
بطور كلي قضاياي خارجيه قضاياي است كه حكم اختصاص به فرد خارج دارد و قابل تسري به فرد دیگر نيست، تا اين جا مطلب درست است. البته باز اشكالي در اين جا هست كه قبلا گفتيم و فعلا به او كاري نداريم تا اين كه اين مبحث تمام بشود و بگوييم ايشان بين قضيه شخصي و خارجي اشتباه گرفته اند، قضيه خارجيه را ايشان اين طور ترسيم ميكنند كه به قضايايي گفته ميشود كه آن حكم رفته روي فرد خاص با ملاك و وجود شرايط خاص و آن حكم به فرد ديگري قابل سرايت نيست گرچه آن ملاك هم در آن فرد ديگر باشد البته ممكن است بر حسب اتفاق اين مساله وجود داشته كه حالا اين ملاك در ديگري است ولكن حكم رفته روی این.

