اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۴

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - روش صحیح استنباط و نقد روش رایج حوزه - اهمیت بحث مطلق و مشروط - 21-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۴۴

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • نظر خودم بر اين بود كه چون ديديم مساله روشن است، با چند جلسه قضيه تمام بشود ولكن اين چند روز اخير، چند نفر از رفقا گفتند گرچه مطلب و مساله تمام است ولكن از آنجائي كه بهتر است و من هم البته در نظرم بود كه نسبت به اين قضيه متعرض بشوم و اول مساله متن مرحوم شيخ را شروع كردم راجع به كيفيت تقسيم‌بندي واجب و مقدمات واجب به مطلق و مشروط و همين طور مقدمات اربعه عقليه ،‌شرعيه، وجوديه و وجوبيه كه در اين جا طبعا مساله متوقف شد.

  • روش و ديدن ما در مباحث در وهله اول پرداخت به آرا نيست برخلاف ساير جاهايی كه متداول است قبل از طرح نظر و استدلال بر آن منظر، به نقل آراء پرداخته مي‌شود و با ايرادي كه بر آراء وارد مي‌شود طبعا تثبيت يك قول و همان نظر مورد درخواست مي‌شود، اين قسم از نظر ما چندان مطلوب نيست معمولا امروزه در همين بحث كلام جديد كه عقل انتقادی مطرح است آنها به اين شيوه مي‌پردازند و با رفض آراء مخالف و ايجاد موانع براي آراء مختلف به آن رأي موردنظر در آخر قضيه مي‌رسند و آن رأي را تنها رأي كافي و مقنع و قابل قبول براي اتخاذ قرار مي‌دهند.

  • اين مساله آفتش به اين است كه رسيدن به اين نقطه مي‌تواند تا حدودي اطمينان بياورد ولي علم‌آور نيست و باز انسان را در مرحله شك نگه مي‌دارد منتهي شك كمتر نسبت به شكوك ديگران، و به شكوك آراء ديگر ولي باز براي انسان نقطه‌ یقین را نمي‌آورد و اين مساله از سابق بوده يعني اختصاص به این نداشته و اين كلام جديد هم همين استقراء آراء مخالف و رد و رفض هركدام به بدست آمده چيزي كه مربوط به اين ها باشد نيست.

  • و همين نكته است كه ما مي‌بينيم در مباحث، در هر بحث اصولي وقتي كه وارد مي‌شويم يا حتي در بحث فقهي اول قبل از پرداختن به آن بحث تأسیس اصل مُثبِت مي‌كنيم، تأسیس ‌در صورت عدم رسيدن به دليل و حجت كافي براي اثبات مطلوب در اين جا حاصل مي‌شود كه اين خودش خلاف است و انسان قبل از اين كه آن حكم واقعيه و بتّي بخواهد در ذهن او نقش ببندد و علم به آن پيدا بكند، نبايد سراغ تأسيس اصل در صورت عدم وجود دليل كافي نسبت به او برود، دليلي ندارد كه انسان قبل از آن بخواهد يك دفعه سراغ اين برود، مثل اين كارهاي اشتباه امروزه، مثل كار بسيار اشتباه و خطايي كه مي‌كنند و هنوز عقد نخوانده امضاء مي‌گيرند كه حق طلاق دست زن بايد باشد و بتواند كه در اين صورت‌ها خود را طلاق بدهد! از اول و قبل از عقد فكر طلاق را در سر اين ها مي اندازند! يعني از آن اول نغمه جدايي را مي‌زنند. بايد انسان عقد را محكم كند و از آن طرف هم بعد از اين در مورد خلاف بايد قانوني كه جلوي تعدي هركدام از زوجين را می گيرد بعداً داشته باشد، چرا بخواهد از اول اين كار را انجام بدهد كه اين ذهنيت باشد. و اين تأثير بسيار بدي مي‌گذارد كه گذاشته است بر كيفيت ارتباط بين طرفين.