جلسه ۴۴
7... نگاه ميكنيد به آن نگاه عرفي و عقلاني خودتان به روايت و به عبادت مطلب را ميفهميد يعني به همان نظرهاي كه نظره شما يقين برايتان حاصل ميشود وأخذ به ظهورات ميكنيد عام و خاص را تشخيص ميدهيد مطلق و مقيد را مي فهميد همان نظره براي شما اشتراط و اطلاق ميآورد ديگر نیاز به چيزي نداريد معماي مشكل و غول بيشاخ و دمي باشد كه حالا بيايد و تأویل و تفسير كنيد كه چطور ما اطلاقگيري كنيم و اشتراط را بفهميم آن ديدگاه را وقتي نگاه ميكنيم ميگويد الصلاه لا يترك بحال معلوم ميشود تمام داعي در نفس مولا نفس الصلاه است نه چيز ديگر.
آن وقت ديگر در اين جا انسان نميتواند كاري كند كه زوال شمس از او عبور كند يك قرص پنج دقيقه قبل از زوال بخورد كه اين قرص تا دم غروب آفتاب او را خواب نگه دارد اين عمل ميشود حرام، والا اگر قائل به واجب مشروط شدیم پنج دقيقه مانده زوال بشود يك قرص ميخوريم هيچ گناه هم نکردیم تخت ميخوابيم شش ساعت خواب اصحاب كهف موقعي كه يك ربع بعد از غروب آفتاب است بيدار ميشويم نه گناه كرديم هيچ كاري هم نكرديم بسيار كار خوب و مستحسنی هم انجام داديم نه بابا! پدرمان را هم خدا درميآورد غلط كردي چرا نمازت فوت شد؟ يك وقتي همين طوري خوابت ميرود عيب ندارد يك وقتي قرص ميخوري و ميخوابي آمپول ميزني و ميخوابي چرا اين كار را كردي؟ و باعث فوت شدي؟ هم بايد نماز را قضا بكني هم آن دنيا چوبت ميزنند اين مال چیست؟ مال تبدل واجب مشروط به واجب مطلق است.
حالا فهميديد اين مساله واجب مطلق و مشروط چقدر مساله حياتي است و انشاء اللَه خواهيد ديد كه کل فقه را دگرگون خواهد كرد بطور كلي زيربنا را عوض خواهد كرد و مطلب را جور ديگري خواهد كرد.
ظاهراً ادامه بحث انشاءاللَه مي ماند براي بعد از ايام عاشورا.

