جلسه ۴۴
6در اين صورت معلوم ميشود كه تمام العله و انبعاث داعي و طلب در نفس مولا عبارت است از وجود مقدمه نه ايجاد مقدمه، بين وجود مقدمه و بين ايجاد مقدمه فرق است شارع كه ميگويد صلاه ظهر واجب است عندالزوال ميگويد كه بايد تو زوال شمس را ايجاد كني و بعد نماز هم برآن مترتب بشود منتهي چون اين قطعيالحصول است و ايجادش در دست تو نيست اگر در دست تو بود شارع ميگفت اين را ايجاد كن چرا؟ چون الصلاه لا يترك بحال، توجه كرديد ولي ايجادش در اختيار ما نيست اگر ايجاد اين زوال در اختيار ما بود آيا ما ميتوانستيم زوال را ايجاد نكنيم؟
ببينيد من اين مثالهايی كه ميزنم همه اين ها حساب شده است ميخواهم آن بزنگاه مطلب را كه از ديدگاه غافل شده است و مخفي است منتقل كنم، اگر شمس يك جوري بود كه در اختيار ما بود در اختيار هر كسي بود كه شمس را براي خودش به بياورد يا به زوال نياورد واجب بالنسبه به آن چه ميشود؟ بالنسبه به شمس واجب مشروط ميشود آيا شارع يك چنين اختياري به ما ميداد؟ پس اگر اختيار ميداد پس نماز الصلاه لا يترك بحال چه ميشود؟
پس معلوم می شود در اين جا مساله اين نيست آن الصلاه لا يترك بحال في اي حال الصلاه خير موضوع ان قبلت قبل ما سواها و ان رد ردت ما سواها و ساير مسائل ديگر اين بينش را به انسان ميدهد كه داعي براي طلب و انبعاث در نفس مولا زوال نيست به عنوان تمام العله به عنوان ظرف است داعي چيست؟ نفس الصلاه و القربان و الرقاء و الروحانيه و النورانيه المتولده من الصلاه آن داعي براي صلاه است منتهي شارع نميگويد از صبح كه بلند شدي بخوان تا ظهر نه هر چيزي حساب و كتاب دارد وقتي كه مي خواهي بخواني بايد سر ظهر بخواني اين سر ظهر خواندن براي من مطلوب است نماز قبلا واجب است ولي كي بخواني روزه را بايد بگيري ولي كي بايد بگيري؟ شوال نه، رمضان بايد اين روزه را بگيري پس كسي كه ميآيد و بخاطر روزه نگرفتن به سفر ميرود كار حرام انجام داده است نه اين كه برايش سفري پيش ميآيد البته اصل سفر كه در ماه رمضان كراهت دارد فتوا بر اين است شارع گفته فمن کان مریضاً او علی سفر، كدام سفر؟ سفري كه براي انسان ضرورت پيش ميآيد جهتي دارد علتي دارد شارع منّهً علی العباد قائل به تخفیف است، ولي براي فرار از صوم و اين تكليف انسان ميرود و برميگردد، اين سفر خلاف شرع و حرام است، نميتواند انسان اين كار را انجام بدهد ببينيد مساله يك دفعه بطور كلي تغيير پيدا كرد چرا؟ چون لحاظ شارع، داعي براي بعث در طلب در نفس مولا نفسالصوم است اين نفس صوم در ماه رمضان محقق است ظرف ماه رمضان است نه اين كه شرط است براي صلاه. اين معيار ميشود براي واجب مطلق و مشروط پس ديگر ما راجع به اين قضيه بحث نميكنيم خيال ميكنم مطلب ديگر روشن شده باشد.

