جلسه ۴۴
2در مورد ورود در مسائل واستنباط واحتجاج در بين فقها و علما هم مطلب به همين كيفيت است قبل از وارد شدن در اصل دليل فورا به تاسيس اصل ميپردازند و اين يك مساله بسيار اشتباهي است كه ذهن طالب از اول به سراغ نفس دليل نميرود بلكه هميشه آن دليل با يك نوع شبهه و ترديد در ذهن او جريان دارد نه بعنوان يك اصل در حالي كه مطلب به اين كيفيت نيست.
لذا كيفيت مباحثي كه ما با دوستان ورفقا داریم از اول بر تاسيس اصل و اين ها نيست هيچ كدام از اين اصلها جاي خود را ندارد از اول انسان باید به سراغ اثبات نفس دليل و مطلوب برود، ادله براي اين مساله را كاملا بررسي كند جوانب را كاملا ببيند كيفيت فضاي حاكم بر حكم را در زمان امام عليهالسلام را بدست بياورد قرائن، شواهد، تاريخ ، تفسير و مقارنات تمام اين حكايات و كيفيت تعامل امام عليهالسلام را با افراد آن عصر در زمان نزول حديث را بايد بدست بياورد وقتی که انسان به آن حكم بتّي يا قريب به آن مرتبه علم رسيد و مطلب را تمام كرد و مساله را بدست آورد آن موقع بايد بيايد و شروع كند نسبت به آراء مختلف و مخالفي كه در اين زمينه است.
بله ممكن است در اين زمينه مطالبي باشد كه از ذهن مفغولعنه شده باشد ولو انسان حتي در آخر ممكن است تغيير رأي بدهد بواسطه بعضي از مطالب، لازم نيست كه حتما انسان ابتداءً استقصاء تام داشته باشد استقصاء را بايد در حد مطلوب انجام بدهد و به نقطه جزم كه رسيد يعني جزم نسبت به مساله آن وقت بايد به ساير مطالب بپردازد و انظار ديگران را بگيرد در اين صورت نود وهشت درصد كيفيت مساله فرق خواهد كرد با ساير مواردي كه مساله به صورت ديگري مطرح ميشود.به طور كلي اصلا نفس مجتهد به يك استقرار و متانت و استحكام و اتقاني ميرسد كه در ساير موارد نيست.

