اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۳

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تقسیم مقدمات واجب به عقلیه و ... (2) - 16-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۴۳

8
  • پس بنابراين در مقدمات عقليه هم ما تشكيك قائل شديم در بعضي از مقدمات عقليه واجب بالنسبه مي‌شود مشروط، شخص مي‌تواند كاري انجام ندهد يعني نمي‌تواند نه اين كه نشود نمي‌تواند انجام بدهد.

  • قسم دوم مي‌شود واجب مطلق در واجب مطلق بايد گوشي را بردارد از دكتر وقت بگيرد و بعد مراجعه کند و در تكليف بايد برود و به علم و به كتابها و به علما مراجعه كند تا كسب معرفتنمايد، اين جاست كه هل لا تعلمت شامل حالش خواهد شد اين قضیه مربوط به مقدمات عقليه مي‌شود.

  • مساله ديگر مقدمه وجوبيه و فرقش با مقدمه وجوديه است كه اين مطلب مطلبي است كه انشاءاللَه فردا مي‌گوييم.

  • مثلا شما نگاه كنيد همين قضيه مي‌گويند آقا علم مقدمه واجب است و تكليف نداريم و معرفت توحيد تكليف نداريم به ما گفتند نماز بخوان و روزه بگير تمام شد و رفت و ديگر نيازي به رفتن و فلسفه و حكمت و عرفان خواندن نداريم در روايت نداريم كه برو بخوان و نداريم كه اينها چه مقاماتي دارند در روايت هم نداريم كه سلمان يك چيزي داشته كه بقيه نداشتند در روايت هم نداريم كه اسراری که امام صادق عليه السلام به جابر بن يزيد جعفي مي‌گفتند در روايت هم نداريم كه حضرت فرمودند به ابوذر هرچي سلمان گفت گوش بده اين ها را نداريم كسي كه اين ها را بردارد بخواند برايش چه پيدا مي‌شود؟ آن ها شاخ داشتند ما نداريم آنها دم داشتند ما نداريم يا نه؟مي گويند: در تكاليف كه ما نداريم فقط موظفیم که صلاه را بخوانيم صلاه را اتيان بكنيم روزه را اتيان بكنيم! همين؟ اين چيزها هيچي نيست سلمان همين طوري از شكم مادرش سلمان درآمد؟ جابربن ‌يزيد جوفي همين طوري وقتي كه از بچگي و از طفوليتش جابربن يزيد جوفي چي شد؟ چي شد؟ مطالبي كه امام باقر عليه السلام به او مي‌گفتند كه بقيه نمي‌توانستند بگويند پس يك چيزي بوده آيا هركاري كه نعوذباللَه امام باقر عليه السلام مي‌گفتند حرف مفت بوده؟ يا نه حقايقي بوده كه او رفته دنبالش بقيه نرفتند حالا تو چرا نمي‌روي؟ چرا اين حرف را مي‌زني مگر روايت نداريم ايمان ده درجه دارد ده درجه‌اش را سلمان رفته بود مگر روايت نداريم كه اين ها فرق مي‌كنند و اين ها اصحاب سرّ بودند و اين ها جزو حواريون بودند پس بنابراين چرا بيايم و خودمان را از اين مطالب محروم كنيم و صرف اينكه مي‌گوييم ما كه دستور نداريم بر اين كه دنبال اين حقايق و اين ها برويم اين چي مي‌شود؟ خدا در روز قيامت مي‌گويد دستور نداري بسيار خوب ما به تو يك طويله در بهشت مي‌دهيم نگاه كن آن بالا را ببين به سلمان چه داديم به تو يك طويله داديم آن وقت ديگر اين جا نمي‌تواني سر ما و ملائكه را گول بزني اصول بيايي براي ما درس بگويي، كه عقل ما مكلف به اين است كه در تحت اطاعت باشد مولايش هر كي‌ مي‌خواهد باشد نگاه كن در دنيا شيره ماليدي سر خودت و بقيه را ولي اين جا نمي‌تواني سر ما را شيره بمالي همان قدري كه معرفت داشتي ما هم به تو درجه مي‌دهيم برو توي همان طويله.