جلسه ۴۳
3يك وقتي مرحوم علامه با مرحوم آقا راجع به مساله استضعاف محيالدين صحبت ميكردند و من يا در نوشتهاي ديدم البته خودم در آن مجلسي بودم كه با هم صحبت ميكردند كه مرحوم علامه ميگفتند كه آخر شما محیيالدين را هم مستضعف ميشماريد محیيالدين كه يك آدم به اين كيفيت و به اين وضعيت ايشان فرمودند چه اشكال دارد؟ محیيالدين مستضعف باشد نه در همه مراحل در يك مرحله این در یک وضعیت و در يك شرايط و خصوصيت و موقعيتي بوده در آندلس و در وضعيت محيط و اين ها و آن خصوصيتي كه الان براي ما از اقدام صحابه و شيخين و فرض كنيد خلفاء غاصب و اين ها نبوده، يك مساله ومطلب عادي بوده و آن طوري كه بايد و شايد اين مطلب در ذهن و نفس قرار نگرفته و بعد كه اين تنبه پيدا كرده خوب ایشان مطالبي در اين زمينه دارد چه اشكال دارد؟
اين نشان ميدهد كه استضعاف فقط مربوط به جنگلهاي آمازون نيست يا به افراد غارنشين نيست، استضعاف عبارت است از عدم فهم و درك انسان در يك وضعيتي كه راهي را غير از اين راهي كه ميرود نبيند اين معناي استضعاف است حالا فرض كنيد می خواهد حتی عالم هم باشد ممكن است عالم باشد، نسبت به اين مساله جاهل باشد اين طور نيست كه فقط مربوط به عامي صد درصد باشد.
تلميذ: محی الدین دارد که اهل مکاشفه ومشاهده ووصول مراتب عالی و اين ها بوده!
استاد: ببينيد مرحوم آقا نفرمودند كه تا آخر عمر مستضعف بوده من هم الان گفتم، گفتم در بعضي مراحل مستضعف بوده و بعد برايش انكشاف شده است و مرحوم والد ميگويند كه اين مطلبي را كه از خلفا و اين ها هست در چه مرتبهاي گفته؟ علامه اين مطلب را به اصطلاح ميخواهند تسري بدهند تا آخر عمر ايشان ميخواهد بگويد اين قضيه تا آخر عمر نبوده بالاخره اين برايش انكشاف حقيقت شده و از لابلاي مطالبش يك چنين مسالهاي بدست ميآمده اين كه حالا در بعضي عبارات دارد، اين مربوط به همان كيفيت سابق است يعني در آن وضعيت سابق يك مطالبي هنوز مساله برايش روشن نشده و يك چنين تعبيراتي دارد و بعد وقتي اين حقيقت برايش روشن شد آن موقع تعبيراتي كه ما ميتوانيم از آن تعبيرات استفاده تشيّع او را بكنيم بايد مدنظر قرار بدهيم و اگر تعبیری در كنار اين هست ديگر ما باید حمل بر تقیّه و اين ها بكنيم چون نميشود شخصي با وجود اقرار بر مبناي تشيع در عين حال بگوييم مستضعف است.

