اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۳

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تقسیم مقدمات واجب به عقلیه و ... (2) - 16-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۴۳

5
  • جايي كه امروزه بعد از گذشت دهها سال ما الان با بعضي از افراد كه صحبت مي‌كنيم مي‌بينيم اوه هنوز در كجا دارند سير مي‌كنند و نتوانسته‌اند خودشان را از اين قالب موجود دربياورند و بتوانند در فضاي جديد وارد بشوند محي‌الدين كه بي چاره چهل سالش را در ممالك سني گذرانده و با تمام اين ها انسان چه توقعي دارد كه از اول بشود شيعه خالص اثني‌عشر باشد؟ غلط است توقع از اين مطلب، جايي كه الان خود افرادي كه در اين زمان هستند.

  • شما مساله شيخين را فقط نگاه نكنيد بر اين كه الان اين قضيه براي ما خيلي اظهرُ من الشمس است، فقيه حوزه علميه بعد از نود و چهار سال سن! عمر را تنزيه مي‌كند و قضيه قلم و قرطاس را رد مي‌كند!! به اين ها نمي‌آيند بگويند سني آن وقت برمي‌گردند به آن كسي كه چهل سال توي اندلس زندگي كرده مي‌گويند سني، اين كه نود سال قال الصادق و قال الباقر خوانده و اوضح واضحات و ابده بديهيات مباني تشيع را دارد انكار مي‌كند به اين سني نمي‌گويند!! بخاطر اين كه ريش دارد و وسائل مي‌گويد!؟ اين تمام شد آن وقت آن كه توي بلد قم عش آل محمد دارد زندگي مي‌كند با اساتيد شيعه نود سال عمر كرده تمام سروكله‌اش با كتابهاي شيعه بوده تازه ايشان بعد از نود سال كتاب مي‌نويسد و مي‌گويد عمر و يك چنين حرفي؟! حاشا به اين كه عمر چنين بگويد اِنّ الرجل ليهجر! اصل همه مباني تشيع را زير سوال برده اين آقا سني نيست؟ آن وقت چسبيديم ما به محي‌الدين، معلوم است كه محي‌الدين مستضعف بوده بدبخت بيچاره توي يك چنين وضعیتي! نه توقع داريد از آن اولي كه از شكم مادر بدنيا آمده بلند شود بيايد اقرار به ولايت بكند اين كه معنا ندارد.

  • واقعا ما بي‌انصافي را به نهايت رسانيدم و بي‌وجداني را به نهايت رسانديم دنيا به ما چه مي‌گويند؟ مي‌خندند به اين وضع ما و تفكر ما و مطالب ما درياهای معرفتِ موجود در اين فتوحات را كنار گذاشتيم و به يك تعريف شيخيني كه در آن وضعيت و موقعيت ايشان كرده همان را چسبيديم و آمديم رد مي‌كنيم تازه اين آقا حالا هم که برايش اثبات كردند قبول نمي‌كند، بنده ورقه اش را دارم ورقه اي كه ايشان در آنجا توبه‌نامه‌اش را مي‌نويسد تلويحاً مي‌گويد من اين را قبول ندارم مي‌گويد چون دشمن شاد مي‌شود دشمن چي را شاد مي‌شود؟ دشمن كيست؟ غلط مي‌كند اين حرفها چيه؟ التفات كرديد تازه اين جا موزيانه و رندانه می گوید نه و ايشان در جلسه خصوصي تصريح كرده كه من روي حرفم هستم و آدمي بود كه اين جوري بوده، بنده موارد ديگري هم از او سراغ دارم يعني يك نفر به بنده گفت كه من با ايشان بودم و يك قضيه‌اي بين من پيش آمد گفتم آقا تمام دنيا غير از شما مي‌گويند اين گونه نيست! مي‌گويد همه دنيا اشتباه مي‌كنند! عين عبارتش بود يعني يك چنين آدمي خوب بايد با اين چكار كرد بايد ولش كرد برو پي كارت مي‌گفت گفتم آقا يك نفر شما برو در دنيا بيايد بگويد اين مطلب است من قبول مي‌كنم گفت همه اشتباه مي‌كنند كسي كه فكرش این جور هست معلوم است ما به اين ها سني نمي‌گوييم آن وقت به اين بدبخت مي‌گوييم كه سني است اين كه مرحوم آقا مي‌گفتند كه اين مستضعف است بر كسي كه در چنين وضعيت و موقعيتي است: صبح از خواب بلند شده شيخين شنيده سر درس رفته استادش شيخين گفته رفيقش شيخين گفته هركي شيخ شيخ زهرمار صبح تا شب شيخين و اين ديگر از علي چيزي برايش نمي‌ماند كه بيايد اعتراف به ولايتي بكند بله مي‌آيد با همان صفاي خودش بالا بالا به يك جايي مي‌رسد که ولایت برایش كشف مي‌شود و اعتراف به ولايت مي‌كند. مساله دراین موارد پيدا مي‌شود و بايد دقت كنيم.