اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۳

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تقسیم مقدمات واجب به عقلیه و ... (2) - 16-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۴۳

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • صحبت در تقسيم مقدمات بود به مقدمه عقليه، وجوديه، صحت و مقدمه وجوب و عرض شد كه بعضي‌ها مقدمه واجب را به اين چهار قسم تقسيم كردند و بر اين اساس خود واجب هم از نقطه‌نظر اطلاق و اشتراط، مي‌تواند تحت تقسيم مقدمه به اين چهار مقدمه قرار بگيرد. 

  • در آن مقدماتي كه طبعاً مقدمه عقليه است، مثل كسب علم براي معرفت، در روایت هم داريم كه مي‌فرمايد مقصود از آيه إِلاَّ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ لاٰ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً ﴿النساء، 98﴾ در آن جا دارد كه اين اختصاص به افرادي دارد که دسترسي به علم ندارند اما كساني كه مي‌توانند تحصيل علم كنند يعني در ظرفيت آنها تحصيل علم هست، مسامحه جايز نيست. لذا در روز قيامت وقتي كه سوال مي‌شود از عدم اتيان به تكاليف مي‌گويند كه، نمي‌دانيم و ما اطلاع نداشتيم خطاب مي‌رسد كه هلاّ تعلمت در اين جا مقدمه، مقدمه عقليه است و براي تكليف بايد اول كسب علم بشود تا انسان اطلاع بر تكليف را بدهد ولي اصل خود علم في حد نفسه (ببينيد آن دقتي را كه در آن جا هست شما در اين جا هم مي‌توانيد ملاحظه بكنيد همان دقت در اين جا هست) نسبت به مقدمه عقلیه فرض كنيد كه اصوليين مساله علم را يكي از مثال هاي براي مقدمه عقليه شمردند و واجب را بالنسبه به مقدمات عقليه واجب مشروط دانستند ولي همين را ما مي‌توانيم به دو قسم تقسيم كنيم يعني يك موقعيت شخص نسبت به ادراك اين مساله كه آيا بايد دنبال علم و تحصيل برود يا نه؟ اين خودش به معناي قابليت اين موضع است براي كسب معرفت اين ديگر در اينجا نمي‌تواند بگويد كه واجب بالنسبه به اين مقدمه مي‌شود واجب مشروط اگر شخص بداند كه زمينه تكليف در اين جا هست نمي‌تواند دست روي دست بگذارد و بگويد كه من علم ندارم پس بنابراين تكليف ندارم و مقدمه عقليه در اين جا مفقوده است پس بنابراين واجب هم بالنسبه به اين مي‌شود مشروط وقتي واجب مشروط شد پس ديگر بر من تكليفي از اين نقطه‌نظر نيست! آن علم و معرفتي كه جنبه مقدمه عقليه را دارد و واجب بالنسبه به او مشروط است بر مي‌گردد به مساله مستضعفين يعني ظرفيت براي كسب علم در آن جا اصلا منتفي است، شخص در يك موقعيتي است كه اصلا احساس نمي‌كند تكليفي هست، مثل بچه، چطور بچه چنین احساسی را ندارد اين شخص اصلاً هم احساس نمي‌كند كه در يك چنين وضعي است.