جلسه ۴۳
توضیحات:
واجب مطلق و مشروط - تقسیم مقدمات واجب به عقلیه و ... (2) - 16-12-1429
جلسه ۴۳
2و ما افراد را ميبينيم خيليها اصلا چنين وضعي دارند وقتي که از آنها سوال ميشود يك بندهخدايي بود از همين دوستان نقل ميكرد كه يك شخصي از همين مردم با اين كه آدم به اصطلاح عامي هم نبود (حالا بيشتر توضيح نميدهم) از نظر خلاف معناي خلاف برایش مشخص نبود حتي فرض كنيد او ميگفت كه اين گاهي اوقات حتي با زن هاي شوهردار هم ارتباط دارد من به او گفتم آخر فلاني اين شوهر دارد! ميگفت خودش ميخواهد! يعني نميفهمد، چون حالا خودش ميخواهد پس مساله حل است گفتم بابا خودش بخواهد حالا هرچي كه خودش بخواهد...! يعني اين اصلا نميداند تصورش اين است که خلاف در يك ظرفيتي انجام ميشود كه در آن ظرفيت تحميل باشد فرض کنید عُنف را خلاف ميداند گول زدن و اعتراف به جهل را اين خلاف ميداند ولي اگر فرض كنيد خودش بخواهد حالا شوهر هم داشته باشد ما كه مزاحم شوهرش نيستيم، شوهر به جاي خود ما هم به جاي خود مسالهاي نداريم.
الان در حق این شخص، استضعاف صدق ميكند الان اين واجب مشروط بعنوان كفِّ نفس از اقدام بر عمل خلاف در اين محقق نيست زيرا اصلا ظرفيت درك اين مساله را ندارد حالا محيط در او تاثيرگذار بوده و در يك چنين وضعيتي بار آمده بدون محيط كه نميشود يا خودش اصلا فهمش در تشخيص اين قضيه ناتوان و نارسا بوده است، باز از اين نقطهنظر فرقی و تفاوتي در اين مطلب ندارد. بطور كلی چنين شخصي در تصورش نميآمد وقتي که من مساله را گفتم ديگر كنار گذاشت، آدمي نبود كه پيگيري بكند و به مسخره و اين ها بگذراند، نه واقعا مساله برايش مشكل بود.
معناي استضعاف این نيست كه حتما در جنگلهاي كجا زندگي كند استضعاف يعني موقعيت و ظرفيتِ ادراك دراكي شخص در مرحلهاي كه قدرت تشخيص صلاح را ندهد، اين معنای استضعاف است حالا هركي ميخواهد باشد فرقی نمی کند.

