جلسه ۴۲
9ببينيد چقدر ساده شد، استطاعت ديگر مطلوب بالذات نيست، يعني مولا چه داعي دارد براي استطاعت و قدرت؟ غير از خود حج و مصالح حج و درجات و روحانيات و نميدانم متابعت از حضرت ابراهيم، جاي پاي حضرت ابراهيم گذاشتن و دنبال سنت پيغمبر صلي اللَه عليه وآله رفتن آيا چيز ديگري است كه مولا نسبت به آنها نظري داشته باشد و استطاعت، قدرت، بيايد شرط براي او باشد؟ نه، اصلا عقل يك چنين چيزي را نميگويد البته روزهاي قبل عرض كرديم كه اصلا معقول نيست كه به قدرت چيز تعلق بگيرد، قدرت همان طور كه عرض كردم شرط وجود است، يعني كسي كه قدرت نداشته باشد هيچ كاري نميتواند بكند نه اين كه فقط مربوط به حج است.
شما قدرت داشته باشي ميتواني از اين اتاق بيرون بروي؟ حالا اگر بگويند از اين اتاق برو بيرون يعني اِن استطعت فاخرج منها، غير از خروج غرفه كه برو از اين جا بيرون ، برو درست را بخوان، آيا غير از آن بحث كه مطلوب بالذات است قدرت رفتن مطلوب بالذات است؟ نه، مثلا فرض كنيد ان استطعت اذهب الي بيتك، اگر قدرت داشتي برو قدرت نداشتم چكار كنم بنشينم توي سرم بزنم اگر نروم؟ توي خانه زنم توي سرم ميزند به جاي اين كه من بزنم آن برميدارد با كفگير توي كلهام ميكوبد، قدرت، ان استطعت ديگر چيزي نيست اين ان استطعتاي كه ميآورد يعني اين نكات را يا مثلا مطالب را انجام بده.
اين مطلوبيت ذاتي كه در نفس مولا موجب انبعاث طلب است به خود متعلق حكم تعلق ميگيرد يا به مقدمهاش تعلق ميگيرد كه موضوع است؟ در مورد زلزال به خود زلزال تعلق گرفته است وجود زلزال خود اوست نفياً و اثباتاً، حالا اگر كسي در آن جايي كه هست برايش زلزال هم محقق نميشود داعي براي مولا نيست معني ندارد داعي باشد اگر بگويد كه اصعد علي السطح ان قدرت، ان استطعت اصلا سلم هم نميآورد ان استطعت اصعد علي السطح، اگر بتواني برو بالاي پشتبام ميگويد حالا من كه نردبان ندارم دو نفر ميايستم قلمدوش ميكنيم ميرويم بالاي پشت بام يا اين كه به يك وسيله ديگر فرض كنيد بلند ميشويم ميآيم روي سطح يا اين كه نردبان ميگذارد هركدام از اين ها باشد در اين صورت هيچ دخالتي در بعث خود نسبت به صعود بر سطح ندارد.

