جلسه ۴۲
8در نصب سلم يك وقتي مولا ميگويد اگر اين سلم برايت حاصل شد برو بالا اين ميتواند بگويد من اصلا نميخواهم حاصل كنم اگر حاصل شد برو بالا و اگر هم حاصل نشد نرو بالا ولي اگر اين طور نگويد بلكه بگويد اصعد علي السطح من از تو ميخواهم بروي بالاي پشتبام ولي رفتنت را هم من تعيين ميكنم دست خودت نيست بايد نصب سلم بكني آن ميشود چي؟ واجب مطلق، بايد بروي سلم بياوري، از همسايهات یا از بقالي سر محل بگيري نداشت بلند بشوي بروي از بازار يك نردبان قرض كني يا بخري يا كرايه كني بيايي و اين را انجام بدهي، درست مثل هماني كه خدمتتان عرض كردم اطعم زيدا بهذا الطعام زيد را طعام ميخواهي بدهي اكرامش كني اشكنه جلويش نگذار بلند شو برو خورشت بادمجان بياور.
چقدر خوب است آدم يك چيزي ميگويد المؤمن كَيِّس، مؤمن زود مطلب را ميگيرد خيلي خب است به قول مرحوم آقا خب است سالك حرف را روي هوا بزند حالا ايشان گرفتند روزهاي ديگر بقيه ميگيرند من مثال ميزنم ، اذا امرتكم بشيء خيلي سريع بايستي انجام بشود. علي كل حال، گرچه مولا در اين جا اين شرط را آورده است كه نصب سلم باشد ولي ترتب وجوب بر اين مقدمه موجب سقوط حكم از اطلاق خودش نميشود که تبديل به واجب مشروط باشد. همه اين هايي كه من دارم خدمتتان عرض ميكنم كمكم آن مسالهاي كه در ذهن بايد مستقر بشود داريم به آن سمت ميرويم كه آيا وقتي مولا ميگويد لله علي الناس(البته اين مطالب هنوز ادامه دارد خيال ميكنم تا دو هفته ديگر مطالب اصولي ما ادامه دارد) اين كه مولا ميگويد لله علي الناس حجالبيت من استطاع، كه حج برعهدة مردم واجب است، براي كسي كه مستطيع است، ميتواند، ما بدانيم اين تعليق وجوب حج بر استطاعت در اين جا چه جايگاهي پيدا ميكند آيا استطاعت ميشود مطلوب بالذات يا مطلوب بالعرض؟

