اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۴۲

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - تقسیم مقدمات واجب به عقلیه و ... (1) - 04-12-1429

نسخه عربی

جلسه ۴۲

5
  • عكسش واجب مطلق است در واجب مطلق مقدمه كاره‌اي نيست؛ يعني مقدمه مطلوب بالذات نيست، مطلوب بالذات نفس آن حكمي است كه بر يك متعلقي و تكليفي تعلق گرفته است، متعلق مطلوب بالذات است منتهي شارع و مولا آن متعلق را به شكل و كيفيت خاص و در شرايط خاص مي‌خواهد اصلا به مقدمه كاري ندارد مطلوب بالذات در واجب مطلق به متعلق تكليف تعلق گرفته است نه به مقدمه وقتي كه مولا مي‌گويد: اصعد علي السطح مقصود صعود بر سطح است منتهي اين صعود بر سطح را مثل آن مارمولك كه از ديوار رفت بالا نمي‌خواهد، مي‌گويد نصب سُلَّم كن والا اگر كسي ‌نمي‌گفت سلّم نصب كن مي‌گويد بنده عين آن آقايي كه رفت بالا من آن طوري مي‌روم مولا مي‌گويد خب برو من به رفتن تو كاري ندارم، بگذار از آن بالا با كله بيفتي پائين، من صعود بر سطح را از تو مي‌خواهم حالا مي‌خواهي سلّم بگذاري بروي بر سطح برو مي‌خواهي مثل آن مارمولك بروي بالا برو مي‌خواهي چندنفر قلم دوش بشويد يكي بايستد اين برود روي دوش او و تو هم بروي روي كله او بايستي تا بروي بالا مي‌خواهي پر هم دربياوري برو مي‌خواهي با اين كايت‌هايي كه از بالاي كوه خودت را پرت كني پائين و بعد هم با اين كايت بيايي روي پشت‌بام من به نحوة صعود بر سطح كاري ندارم، (اين كه مرتباً در اين جا مي‌گويم مطلوب بالذات اين ها همه‌اش براي كيفيت رسيدن به مطلب كليد است) مطلوب بالذات در اين جا خود تعلق تكليف است، مولا به مقدمه كاري ندارد؛ مي‌گويد من صعود علي السطح را مي‌خواهم.

  • پس بنابراين اگر مولا بگويد اصعد علي السطح و شما سلم و نردبان نداشته باشيد و همسايه شما نردبان داشته باشد پايتان را روي آن پايتان مي‌اندازيد و مي‌گوييد از آسمان براي من نردبان بيايد يا مي‌رويد در خانه همسايه را مي‌زنيد؟ ديگر مولا به شما نگفته كه برو در خانه همسايه را بزن آن را كي گفته؟ اين كله شما مي‌گويد حالا بعضي‌ها اين را ندارند مي‌گويند چي؟ مي‌گويند نه آقا بنشين توي خانه‌ات دو سال هم بگذرد به مولا بگويد من نردبان ندارم، بابا همين همسايه‌ات نردبان دارد، توكه نگفتي برو بزن كساني كه فتواي اين طوري مي‌دهند كه از شكم مادرشان دربيايد مي‌شود فلان، إن امهاتهم، اين جا هم همين را بايد بگويند مولا كه نگفته در خانه همسايه را بزن پس چي؟ حالا اگر توي حياط هم باشد مي‌گويد تو كه نگفتي برو توي حياط انگار بعد هم برود توي حياط مي‌گويد دست من را نگرفتي اين ها همه چيست؟