جلسه ۴۲
3در مورد مقدمه آنچه كه نظر مطلوب بالذّات شارع است يعني جعل به او تعلق گرفته است بلحاظ او، تعلق جعل به وجوب بلحاظ مطلوبيت بالذّات آن مقدمه است كه اگر مقدمه حاصل شد تازه انبعاث داعي در نفس مولا محقق ميشود اگر حاصل نشد انبعاث اصل داعي اصلا محقق نميشود، يعني خود مقدمه دخالت دارد در انبعاث داعي، اين مقدمه ميشود مثل موضوع براي تكليف، در موضوع براي تكليف قبل از تحقق موضوع آيا تكليفي هست؟ معنا ندارد شارع در اين جا تكليفي داشته باشد، قبل از اين كه لباس متلبس به نجس بشود حكم به ازاله هست؟ نه، ممكن است لباسي صدسال هم طاهر بماند وجوب ازاله در اين جا معنا ندارد.
پس همان طوري كه براي تحقق تكليف، وجود موضوع شرط است، مثل اين كه وجوب ازاله براي نجاست خبثيه مع العلم بالنجاسه شرط است، فرض كنيد براي وجوب دفن ميت خود فوت مسلم شرط است، اگر يك شخصي تا هفتاد سالگي نَمُرد آدم بايد كلنگ توي سرش بزند تا بميرد؟ تا اين كه قيام به دفن بكند بگويد مدتي است كه من تشييع نكردم يكي را پيدا كنيد با چكش بزنيد توي سرش!!
مثل آن طلبة سيدِ بيچاره كه رفته بود به يك دِهي و چند شبي ماند و به او گفتند آقا بگذار و دَر بُرو! گفت چرا؟ گفتند: اين دِه با آن دِه با يك ديگر تنافس دارند آن دِه امامزاده دارند و اين دِه ندارد، يك توطئهاي هست كه حضرتعالي را شهيد بفرمايند و اين جا امامزاده درست كنند خلاصه بگذار دربرو!! اين قضيه واقعي است در يك جائي از اهواز اتفاق افتاده نميدانم كدام دهات بوده، اين مساله جدي است.
علي كل حال، اين وجوب دفن مترتب بر تحقق موضوع است حالا يكي نخواست بميرد آدم نبايد چكش توي كلهاش بزند و موضوع درست كند بعد بگويد حالا كه موضوع محقق شد بايد قيام به كفن و دفن و تشييع و ساير مسائل نمود، يعني خود اين مقدمه و موضوع في نفسه مطلوب بالذّات است و موجب انبعاث طلب و داعي در نفس مولا ميشود، واجب بالنسبه به اين مقدمه ميشود واجب مشروط.

