جلسه ۴۱
7پس بنابراين يك مميزه مهم در اشتراط و اطلاق اين است كه در اشتراط، مكلف نسبت به مقدمه اختيار دارد كه انجام بدهد يا انجام ندهد ولي نسبت به اطلاق اين طور نيست توي سرش هم ميزند ميگويد بايد انجام بدهي من كاري بهت ندارم.
تلميذ: شما فرمودید نماز ظهر وعصر واجب مطلق است در قطب شمال که شش ماه شب است شرطش که زوال باشد محقق نیست پس واجب مشروط است.
استاد: این مطالب قبلاً گفته شد، عرض كردم در آن جا كه بخاطر همين مساله و به همين دليل است كه ما ميگوييم (يعني شما مؤيّد هستيد در واقع) صلاه بالنسبه به وقت وجوبش وجوب مطلق است نه وجوب مشروط چرا؟ چون الصلاه لا يترك بحالٍ است در هيچ حال نماز ترك نميشود چرا شما ميگوييد در قطب شمال؟ من كه ديروز و پريروز چند مثال زدم، شما نيم ساعت يك ساعت به اذان ظهر مانده با اختيار خودتان، گرچه در زمان سابق نبود ولي الان كه امكانش هست، عرض كردم سوار يك طياره ميشويد با يك سرعت محدود به سمت مغرب حركت ميكنيد تمام بيست و چهار ساعت يك ساعت به ظهر است؛ چكار ميكنيد؟ چرا حالا ميرويد قطب شمال؟ همين ايران تشريف داشته باشيد و از همين جا به سمت مغرب حركت ميكنيد، دقيقا بر طبق گردش زمين كه از شرق به غرب هست، اين حركت كه ميكنيد دقيقا نه يك ثانيه اين طرف نه يك ثانيه آن طرف حركتان دقيق، الان ماهواره ها هستند و درست روي يك نقطهاي از زمين متمركز هستند اين ماهوارههايی كه عكس ميگيرند و فلان ميكنند، بعضيها در حال حركت و چرخش هستند، بعضيها روي يك نقطه متمركز هستند تكان نميخورند حركت آنها با حركت زمين يك ميل فرق نميكند چنان دقيق با حركت آن منطقه آنها را تطبيق كردند كه هميشه در يك وضع قرار دارد آن ماهواره ديگر در آن منطقه قرار دارد همين طور تمام اين ماهوارهها با زمين دارند ميگردند و يك سرسوزني هم اين طرف و آن طرف نميشوند آن افرادي كه حالا كه ماهواره كه سرنشين ندارند آنهايي كه دارند چطور بايد نماز بخوانند؟

