جلسه ۴۱
6پس بنابراين رمي جمار در ايام ثلاثه در شب مشعر يا در عرفات ميشود واجب مطلق ظرف واجب چيست؟ ظرفش روز دهم يازدهم و دوازدهم است، اين براي كسي كه آنجاست حالا همين رمي بالنسبه به روز سيزدهم ميشود واجب مشروط چرا؟ چون آن ديگر در اختيار مكلف است اگر شب سيزدهم را در مني ماندي اگر نتوانستي يا نخواستي، چون، ميتواني نخواهي، توضيح مساله در خود لسان دليل هست، خيلي از سنيها ميمانند اهل تسنن شب سیزدهم ميمانند فقط شيعه هست كه فرار ميكند از مني بزند بيرون و الا اصلاً ميمانند و اتفاقاً استحباب هم دارد كه شب سيزدهم انسان بماند ولي اگر شخصي روز دوازدهم قبل الغروب از مني خارج نشد واجب است كه شب سيزدهم را مبیت كند و جمار را هم فردا رمي كند، هر سه را بايد رمي كند، اين رمي بالنسبه به شب سيزدهم و اين مبیت ميشود واجب مشروط، اين در اختيار است، باشيم بايد بمانيم نباشيم در این صورت نه مبیت، واجب است و نه رمي جمار، حالا اگر سوال کنی چه فرقي است بين رمی ايام ثلاثه و بين يوم ثلاث عشر هردو رمي است و هر دو هم كه وقتش موقت است، مشخص است، دهم، يازدهم و دوازدهم و سيزدهم، منتهي آن روز يك رمي دارد آن سه تا رمي است فرقش چيست؟ فرقش اختياري وغيراختياري است در سيزدهم در اختيار مكلف است مكلف ميتواند انجام ندهد حالا ممكن است در بعضي از اوقات مقدمه در اختيار نباشد فرض كنيد آنچنان راه بندان ميشود كه حاجّ نميتواند از مني خارج بشود ولي جري مساله بر چيست؟ بر اختيار است ميتوانیم انجام بدهيم ميتوانيم انجام ندهيم، ببينيد چه نكته دقيقي اين جا است، اين نكته را بايد در نظر داشته باشيم. آن مقدمهاي كه بتوانيم انجام بدهيم و نتوانيم انجام بدهيم واجب بالنسبه به او ميشود مشروط، از اطلاق ميافتد، ديگر اطلاق معنا ندارد، ميشود مولا يك واجبي را مطلق كند بدون هیچ قيد و شرط و اختيار و موقعيت، خاص و بعد بگويد ميخواهي انجام بده ميخواهي انجام نده؟ مگر بيكار است؟ خوب از اول نگويد، بگويد آقاجان حتما بايد از ساعت فلان از اين مدرسه خارج بشويد بعد به شما بگويند ميخواهيد در اين جا بمانيد ما حرفي نداريم تا ظهر بمايند ميخواهيد برويد توي آن حجره عيب ندارد ميخواهيد برويد دو ساعت هم بحث كنيد عيب ندارد همه به اختيار خودش است، چرا ميگويي بايد ساعت فلان خارج بشوي؟ خوب نگو، اگر ميگويي حتماً در ساعت فلان بايد از مدرسه خارج بشويد پس ديگر نميتوانيد بمانيد و بحث كنيد، و وقتتان را بگذرانيد و از آن وقت تجاوز بكنید. اين كه شارع در ابتدا حكم به اطلاق كند و در مقام عمل ادلّه به نحوي باشد كه آن اطلاق مبدل به اختيار و اشتراط بشود اين خلف و خلاف حكم از طرف حكيم و شارع است.

