جلسه ۴۱
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
از صحبتهاي گذشته، فرق بين واجب مطلق و واجب مشرط روشن شد، البته بزرگان، فقها، در اين قضيه فرق ها و تفسيرهاي مختلفي گفته اند كه هركدام از آنها دارای نقض و ابرام است و اشكالاتي به آنها وارد ميشود که انشاءاللَه آنها را بيان ميكنیم.
ما ميخواستيم یکی دو روز گذشته به اين مطالب بپردازيم، ولي باز احساس كرديم در اين قضيه يك شرح و مانور بيشتري داده بشود بهتر است تا اينكه بعد برویم سراغ مطالبي كه ديگران فرمودند.
از مسائل گذشته مشخص شد كه شارع در واجب مطلق، اختيار انجام مقدمه و شرط و عدمُ الاتيان به مقدمه را بعهده مكلف نداده است و نسبت به اتيان شرط و مقدمه و عدم اتيان، مكلف ملزم است و نميتواند تخطي كند؛ مثل تحصيل طهارت بالنسبه به صلاه، يا مثل استقبال بالنسبه به صلاه يا مكان غيرغصبي و همين طور در مكان غيرغصبي اين را من ديدم خيلي اشتباه شده است گاهی اوقات هم سوال ميكنند كه آقا در يك جاي غصبي بوديم، متوجه شديم حالا نمازها را تكرار بكنيم يا نه؟ آنچه كه در غصب مُخلِّ به صحّت است علم به غصب است نه نفس الغصبيّه. لذا اگر شخصي در يك مكان غصبي باشد و جاهل به غصب باشد، نمازش درست است منتهي وقتي عالم شد بايد از آن مكان خارج بشود؛
يا اين كه فردي را در يك جا حبس كردند، آن مكاني كه حبس شده غصبي است باز در اين جا نماز درست است و نياز به اعاده ندارد، علم به غصب و همين طور اختيار براي سلب غصبيت، اگر سلب بشود ديگر در آن صورت غصب معنا ندارد؛ يعني گرچه غصب در آنجا تكويناً محقق است ولي تشريعاً و تنزيلاً شارع او را لا غصب به حساب ميآورد، مثل عدم الغصبيه يا طهارت موضع و طهارت لباس مصلّی، تمام اين ها از شروطي است كه شارع اختيار وجود و عدم را به عهدۀ مكلّف نگذاشته است، اين جا به اين مقدمات كه مقدمات صحّت است، يا مقدمات وجوديه باشد واجب بالنسبه به هركدام از اين ها واجب ميشود، واجب مطلق، اين معناي اطلاق است.

