جلسه ۴۰
8اين ها به خاطر چيست؟ به خاطر اين است كه اين ها آمدند با عرفان مخالفت كردند، اين نتيجهاش است همان هايي كه گفتند ما احتیاج به معنويات نداريم ما احتیاج به تربیت نداریم، ما احتياج به مرحوم قاضي در حوزه نداريم ما احتياج به علامه طباطبايي در حوزه نداريم،سر از کجا در آوردند؟ خیلی ها مثل همان هستند منتهی صدایشان درنمی آید او ساده بود بقیه نه همه مثل هم هستند.
حالا اين حكمي كه شارع ميكند حكمي كه مولا ميكند يجب عليك الاكرام عندالزوال با حكمي كه شارع ميكند صلّ عندالزوال اين چه فرقي ميكند؟ آن حكم وجوب اکرام ميشود وجوب اطلاقي، آن هم ميشود وجوب اطلاقي منتهي واجب ظرفش چيست؟ ظرفش عندالزوال است.
تلميذ:خسوف وکسوف هم مثل ظهر قطعی هستند خسوف و کسوف را هم می توانیم تعین کنیم !
استاد: ببيند خسوف و كسوف دقیق است عین زوال است درآن حرفی نيست،ولي اين اختيار را شارع به مكلف داده، آيا خسوف و كسوف که قطعي است مقارنه مكلف با خسوف و كسوف هم به امر شارع است يا نه؟ اين صحبت بنده است، خسوف قطعي است مثل زوال است يك ثانيه هم اين طرف و آن طرف نميرود، ولي آيا شارع به ما گفته كه باید در وقت كسوف و خسوف حضور داشته باشي و خسوف را ببيني و بعد نماز آيات بخواني؟ يا نه می توان از آنجا بروی، اگر در زمان خسوف بودي و خسوف هم اتفاق افتاد آن موقع واجب است، ولي در موقع زوال چي؟ شارع چه ميگويد؟ ميتواند شارع بگويد در وقت زوال بلند شو برو يك جاي ديگر؟ مثلا فرض كنيد الان در وقت زوال در ظهر ميشود ساعت دوازده ،زمين هم كه دارد ميچرخد، بسيار خب ما براي اين كه زوال را درك نكنيم سوار يك وسيله ميشويم آن وسيله با هزار و هشتصد كيلومتر در ساعت هميشه نيم ساعت قبل از زوال خودمان را نگه ميداريم، پس صلاه واجب نيست پس الصلوه لا یترک بحالٍ چه ميشود؟ در اين جا مولا گفته كه اكرم زيدا عندالزوال ميگوييم خيلي خب نيم ساعت قبل از زوال ما سوار طياره ميشويم ميرويم هوا مولا كه نگفته سوار طياره نشو گفته عندالزوال يجب عليك الاكرام قبل از الزوال لا يجب پس اصلا اين امر مولا در خارج محقق نميشود اين درست است؟ نه، عرف مذمت ميكند، عقلا مذمت ميكنند، ميگويند داري بر خلاف متفاهم عرفي حركت ميكني اين متفاهم عرفي تعيين کنندۀ وجوب اطلاق و اشتراط است در اين جا مولا وقتي كه ميگويد يجب الاكرام عندالزوال ديگر نميتواني از قم پايت را بيرون بگذاري اين را كي گفته خودش گفته؟ نگفته، عقل می گوید چون در اين جا وجوب را از الان متوجه من كرد، پس اولاً تهيه مقدمات اكرام، ثانياً رفع موانع، هردوي اين ها بر عهده من خواهد بود.

