جلسه ۴۰
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
امروز بحث جدیدی را شروع نمی کنم و آمدم از رفقا راجع به مطالبی كه گذشته نسبت به فرق بين واجب مطلق و واجب مشروط سؤال کنم، اگر كسي شبههاي، سوالي، در ذهنش دارد مطرح كند، چون بالاخره اين يك مساله حياتي است و با تغيير مباني، خيلي از بناءها تغيير پيدا ميكند و ميخواهم مطلب كاملا روشن شده باشد و فرق بين واجب مشروط و واجب مطلق در كيفيت و فهم مساله و در اختلاف و مِيز از نقطهنظر ماهوي و حقيقت مساله، اين مطلب بدست بيايد اگر ما به اين مساله رسيديم در تمام مباني فقه، در تمام احكام فقه و در تمام روايات و اصول و اصل و اساس ديگر ميتوانيم تشخيص بين اطلاق و بين اشتراك، به همين كيفيتي كه گفته شد و به همين نحو را ما بدست بياوريم، حالا البته اگر رفقا مطلبي دارند مساله را بيان كنند.
ببينيد مطلب ما به اين جا رسيد كه از نقطهنظر امتياز بين واجب مطلق و بين واجب مشروط. در واجب مشروط همان طوري كه صحبت شد مولا، داعي انبعاث طلب را تحقق شرط ميداند لا غير، يعني به وجود شرط، داعي محقق ميشود و به انتفاء آن شرط داعي منتفي ميشود، داعي كه محقق شد، تازه حكم مترتب بر داعي ميشود، داعي كه منتفي شد، حكم منتفي خواهد بود، يعني ديگر طلب معنا ندارد تا اين كه طلب متعلق به يك هيئت باشد و به عبارت ديگر مادهاي وجود ندارد يعني طلب وقتي وجود نداشته باشد ديگر طبعاً مادهاي هم وجود نخواهد داشت.
اما در واجب مطلق مساله اين طور نيست، در واجب مطلق مثالي كه ديروز خدمت رفقا زدم مساله را روشن كرد، مولا وقتي كه ميگويد اكرم زيداً بَعد ساعه، ديگر ذهن و عقل و هرچه معيار و ميزان براي سنجش بين موارد مختلف طلب هست نميآيد اين را واجب مشروط بداند چون در اين جا موقت به وقت شده چون بعد ساعه هست پس بنابراين اين واجب مشروط است نه، ميگويد بعد ساعه يك ساعت ديگر اين بعد از يك ساعت فرق نميكند بگويد اكرم زيدا الان تفاوتي از نقطهنظر مُتَفاهم عرفي، در تلقي طلب مولا، به نحو اطلاق يا بنحو اشتراط ندارد وقتي ميگويد بعد ساعه يعني از الان وجوب بر عهده تو آمد، فرض كنيد الان متابعت از امام حيّ علیه السلام، شرعاً واجب است دفاع از امام حي واجب است، حفظ جان امام حيّ عليهالسلام يكي ازواجبات است، يعني اگر جان امام عليهالسلام در معرض خطر باشد بر هر شخصي واجب است، ولو اين كه از بين برود و شهيد بشود، بايد امام عليهالسلام را محافظت كند حالا امام زمان عليه السلام، الان در غيبت هستند، اين وجوب دفاع از نفس امام عليه السلام آيا الان نسبت به ما تعلق گرفته است يا نه؟ نه، الان به ما تعلق نگرفته چون امام عليهالسلام كه حضور ندارد اين الان به عنوان حكم كلي است كه لو فُرض به عنوان يك قضيه مشروطه، اگر امام عليهالسلام وجود داشته باشد وجود يعني وجود حضوري و وجود شهودي نه وجود به عنوانِ اصل الوجود ولو غائباً عنّا، نه آن وجودي كه داشته باشد به اين نحو الان كه حضرت وجود ندارد، وقتي وجود نداشت، الزامي متوجه ما نيست، حضور وغیاب حضرت هم كه دست ما نيست، دست خودش است، هر وقت حضرت حاضر شد، آن موقع اين حكم تكليفي به ما تعلق ميگيرد، يعني بر تكتك افراد مسلمين شرعا واجب است كه امام عليهالسلام را در معركه از بليّات حفظ كنند بر هر فردي اين وجوب تعلق ميگيرد البته وجوب کفایی است، نه اين كه وجوب عیني است براي كسي كه بخواهد در آن معركه در آنجا حاضر بشود، اين تعلق وجوب نسبت به هر فرد، منوط به اراده خدا است در ظهور يا اراده حضرت در ظهور به هر حال دست ما نيست، علي كل حال يا اينكه فرض كنيد اقامه عدل و اقامه امر به معروف و نهي از منكر در زمان حضور اقامه عدل و امر در همه ايام بر حسب مراتب خودش نه بنحو اطلاق بنحو اطلاق نيست بر حسب مراتب آن ظرفِ پذيرش و تلقي امر به معروف و نهي از منكر در هر زماني واجب است چه بصورت شخصي چه بصورت كلي چه بنحو فردي و چه بنحو اجتماعي اين آن مساله است خب ولي اقامه عدل در زمان حضور، واجبٌ اين ميشود واجب به امر اطلاق چرا؟ چون مربوط به زمان حضور حضرت است آن امام معصوم است اين ميشود وجوبش اقامه بنحو اطلاق، اما خود اين اقامه عدل مربوط به خود ظهور حضرت است و ما در اين زمينه هيچ نقشي نميتوانيم داشته باشيم بله نقشي كه ما ميتوانيم داشته باشيم، اين است كه منتظر باشيم خودمان را اصلاح كنيم خودمان را در جاهز براي زمان آن حضرت قرار بدهيم كه خب در اين زمينه مسائل زيادي هست.

