جلسه ۳۹
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در روز گذشته، عرض شد براي واجب مشروط و امتيازش از واجب مطلق، مثالهايي هست كه چندتايش را ما ذكر كرديم، يكي از آن مثالها، نميدانم قبلاً گفتيم يا نه، مساله بلوغ نصاب است در زكات، كه وجوب زكات بالنسبه به نصاب، واجب مشروط است و خود نصاب، في حد نفسه داعي براي طلب و اراده مولا ندارد.
آنچه كه علت براي مساله است و واجب مشروط، را از واجب مطلق، بواسطه آن ميتوانيم تميز بدهيم، علّيّت شرط است در تحقق داعي در نفس مولا، كه بواسطه آن طلب انبعاث پيدا ميكند. لذا همان طوري كه ديروز عرض كردم ما در موارد متعدده اين مطلب را ميبينيم در اكثر موارد این قضیه، مشخص است، حالا در بعضي موارد شايد بتوانيم از چيزهايي ديگر بفهميم مثلا فرض كنيد، در مورد وجوب خمس ، وجوب صلاه، وجوب قصر و اتمام و مسالۀ اغسال واجبه يا اغسال مستحبه، در تمام اين ها آن شرطيّت موضوع، دخالت در نفسِ تحققِ داعيِ به وجود دارد بطوري كه اگر آن شرط محقق نشود، داعي هم هيچ وقت محقق نخواهد شد، يعني به تعبير ديگر تا موضوعي محقق نشود براي حكم طبعاً حكمي بدنبال آن نخواهد آمد، حالا در اين جا تعبير به شرط ميكنيم، ولي ما در مورد صلاﺓ و صوم اين مساله را نميبينيم وقتي كه شارع ميگويد: يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ اَلصِّيٰامُ كَمٰا كُتِبَ عَلَى اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿البقرة، 183﴾ نفس صیام در اين جا مورد نظر شارع است و داعي براي انبعاث طلب در نفس مولا، ضرورت قيام به صيام است كه في كُلِ سنهٍ شهراً واحدا اين داعي براي انبعاث طلب است، آن وقت ظرف براي اين به ماه رمضان تعلق گرفته است ممكن بود شارع اين ظرف را در ماه شوال قرار بدهد، آن دیگر در اختیار شارع بود، خصوصيت ماه رمضان البته اين ها گُترِه ای نیست، اين ها همه حساب است، اين كه ميگويند چرا ذيقعده نشد، بر اساس یک كليات تكويني است، كه شارع روزه را در ماه مبارك رمضان واجب كرده است كه آن خصوصيت تكويني در ماه ذي الحجه نيست در ماه محرم نيست در ماه ربيع نيست در ماه رمضان است و انسان اين خصوصيت را در ماه رمضان (ما كه نه ما كه چشم و گوشمان بسته است) ولي آنها که چشم و گوششان باز است اين خصوصيت را در ماه رمضان ادراك ميكنند كه حال و هواي ماه رمضان با ساير ماهها تفاوت ميكند، چطور اين كه در خيلي موارد انسان اين مطلب را ميفهمد، مثلاً استحباب دعاي سمات، دعاي سمات كه از ناحيه شارع آمده، استحبابش عصر جمعه است، حالا يك كسي بگويد، من ميخواهم صبح جمعه بخوانم، فايده ندارد، شما دعاي سمات را خوانديد، ولي يك سر سوزن براي شما فايده ندارد، زيارت عاشورا استحبابش چه موقع است؟ مثلاً صبح است حالا شما فرض کنید من می خواهم زيارت عاشورا نصف شب بخوانم، در روايت داريم كه كسي كه بخواهد سيدالشهداء عليه السلام را دربین الطلوعین از اماكن بعيده زيارت كند، غسل ميكند و بالاي پشتبام می رود و روي به حرم ميايستد و زيارت ميكند يا فرض كنيد، دعاي كميل شأن نزولش شب هاي جمعه است حالا اگر كسي بگويد من ميخواهم روز دوشنبه بخوانم عين معاويه كه گفت روز چهارشنبه نماز جمعه ميخوانيم و عجيب از اين مردم احمق كه روز چهارشنبه آمدند و نماز جمعه خواندند! (مثل اين كه يك جا من ميديدم گفتند 27 خرداد چه روزي است ؟ گفت 22 بهمن است البته مال بعضي از مناطق بود گفت 27 خرداد 22 بهمن است)

