جلسه ۳۹
6پس در واجب مشروط، وجوب، وجوبِ فعلي نيست هيچ وجوب فعلي نداريم، الان نه چيزي بر عهده من است نه عنق من در زير تكليف مولا است، نه ذمه من به چیزی مشغول است، هيچي، هيچي نيست، شارع ميگويد وقتي كه ارباح مكاسب تو زائد بر مؤونه سنه شد، آن موقع به تو خمس تعلق ميگيرد هر وقت شد الان چي؟ من كه الان اصلاً ربح ندارم، صاف نشستم درخانه قشنگ دارم در و ديوار را نگاه ميكنم ميگويم اصلا نميخواهم بروم كار كنم اين كار مال آدم بيكار است يك بنده خدا خيلي آدم خوبي بود خيلي آدم باحالي بود يك مثالي زده بود ميگفت آدم عاقل كه نميرود كار كند، كار مال خر است، هي رويش بار ميگذارند، بعد توی سرش ميزنند راه برود، البته يك مقدار مشاعرش كم داشت، ولي بعضي مواقع نكاتِ حكيمانهاي ميگفت ، ميگفت كار مال خر است، مال يابو است، آدم عاقل كه نميرود كار كند، عرض كنم، نه، كار خوب است ولي به مقدار لزوم، نه به مقدار غيرلزوم، اين كارهايي كه ما الان داريم ميكنيم همه اينها نودوپنج درصد زائد است، پنج درصد آن مقدار لزوم كار را براي خود ميخواهيم يا خود را براي كار ميخواهيم به اين مساله بايد فكر كرد، يك كسي نميرود كار كند، مؤونه سنهاش را درميآورد، يك ريال هم زائد نميآورد، وقتي كه زائد نياورد، خمسي به آن تعلق نميگيرد، ميگويد: من نرفتم، تو كه نگفتي من حتما بايد بروم هشت ساعت كار كنم ده ساعت كار كنم، نه، گفتي دست خودت است، همين قدر كه خرج زن و بچه را درآوردي، برو توي خانه كيفت را بكن كار چيست كه اين قدر اعصابت را خراب ميكني، يا در مورد زكات و اين ها.
پس بنابراين شارع علت براي وجوب را تحققِ شرط قرار داده آن محقق نشود وجوبي هم نيست، پس از الان اين واجب نميشود، كي واجب ميشود؟ سر سال، لذا شما تا قبل از سر سال ميتواني خودت را از تحت اين وجوب دربياوري مالت را فرض كن ببخشي يا به فقرا اطعام كني چه كني وقتي آخر سال ميشود هيچي نداري همه را انجام دادي و ديگر خمسي نداري و زكاتي هم لازم نيست، البته در صورتي كه بشود اين كار را كرد نه اين كه بایستی لحاظ موارد را بکند، در خمس اين طور نيست، به كسي بخواهد قرض بدهد به آن مالي كه قرض مي دهد،خمس تعلق ميگيرد حالا ميخواهد قرض بدهد بايد خمس را بدهد نميتواند قبل از اخراج قرض خمس بدهد اين خمس به نفس مال تعلق ميگيرد.

